نبوی سیدجمال الدین، عسگریان مهناز،
دوره 14، شماره 1 - ( 6-1383 )
چکیده
مقدمه: یادگیری، جریان پیوستهای است که شامل تغییرات نسبتا پایدار در رفتار نهفته فرد میباشد به طوری که طیف وسیعی از رفتارها و واکنش های شخصی را تحتتاثیر قرار میدهد. از این رو بررسی عوامل موثر بر یادگیری و افزایش و تقویت راهبردهای یادگیری از اهمیت بالایی برخوردار میباشد.
روش بررسی: دراین مطالعه با توجه به مطالعات نظری درزمینه عوامل موثر بر یادگیری، پرسش نامه ای تدوین شد و توسط دانش جویان به تفکیک جنس و رشته تحصیلی و معدلشان تکمیل گردید و دادههای تجربی به دست آمده ، مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.این بررسی توصیفی روی نمونه ای به حجم 200 نفرانجام شد وبرای این منظور ازفرضیات روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده گردید .
نتایج: با توجه به نتایج به دست آمده یادگیری تحتتاثیر عوامل مختلفی در محدوده راهبردهای یادگیری، عادت های مطالعه و انگیزش قرار میگیرد. میانگین میزان مطالعه دانش جویان در کل 24ساعت ، 3 ساعت و 15 دقیقه و میانگین میزان خواب شبانه ایشان در حدود 6 ساعت بوده است هم چنین 63% از دانش جویان به فعالیت های غیردرسی می پرداختند و 50% آن ها برنامهریزی منظمی داشتند و 94 % از دانش جویان به رشته تحصیلی خود علاقمند بودند. با تفکیک جنس، معدل و رشته تحصیلی تفاوت های معنی داری مشاهده گردید.
نتیجهگیری: به طور کلی می توان گفت راهبردهای یادگیری، عادت های مطالعه و انگیزش از جمله عوامل موثر بر یادگیری هستند که میزان اثر بخشی هر یک از این عوامل با تاکید بر جنس و معدل و رشته تحصیلی متفاوت است به عبارت دیگر عواملی مانند جنسیت ، معدل ورشته تحصیلی به عنوان متغیرمستقل تاثیر به سزایی را بر متغیروابسته یادگیری دارند بنابراین پاسخ های آزمودنی ها درموارد ذکرشده با یکدیگر متفاوت بوده است به گونه ای که این تفاوت ازنظر آماری معنادار می باشدومی توان درسطوح احتمالات 01/0و05/0 این تفاوت ها را پذیرفت.
ملک افضلی حسین، مهدی زاده مرتضی، زمانی احمدرضا، فرج زادگان زیبا،
دوره 14، شماره 2 - ( 9-1383 )
چکیده
سابقه و هدف: خشونت شوهران مساله ای است که حیات خانواده و جامعه را تهدید می کند. اینگونه خشونتها در همه کشورها گزارش شده و موضوع اصلی کنفرانس حقوق بشر وین در سال 1997 بود که در آن ابعاد مختلف خشونت و راهکارهای عملی کاهش آن بیان شد. دراین مطالعه نیز موارد مختلف خشونتهای کلامی- روانی، جنسی، اقتصادی و فیزیکی شوهران بررسی شده است.
مواد و روشها: مرحله اول این مطالعه یک کار آزمایی در عرصه است. در منطقه عملیاتی انجمن تنظیم خانواده در اصفهان، بوسیله پرسشنامه با 815 زن شوهردار 49-15 ساله مصاحبه شد. آنالیز نتایج به کمک نرم افزار آماری SPSS و آزمون X2 انجام گرفت.
یافتهها: براساس نتایج حاصله بیشترین فراوانی انواع خشونتها مربوط به خشونت کلامی-روانی (34 تا 62 درصد) بود. خشونتهای جنسی، اقتصادی و فیزیکی در مراتب بعدی گزارش شده است (53-5 درصد).
نتیجهگیری و توصیهها: به نظر می رسد توزیع فراوانی انواع خشونتها متاثر از مرحله گذر فرهنگی اجتماعی جامعه باشد. به این معنی که شکل خشونت از فیزیکی به سایر اشکال آن در حال تغییر است. می توان با ارتقا موقعیت و ارزشهای انسانی زنان و مشارکت آنان در آگاه سازی مردان گامی در جهت تحکیم مبانی خانواده برداشت.
مریم داودوندی، شکوه نوابی نژاد، فرح لطفی کاشانی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1390 )
چکیده
سابقه و هدف : سندرم پیش از قاعدگی شامل تغییرات فیزیکی، روانی و رفتاری است که به کرات در فاز لوتئال سیکل قاعدگی زنان اتفاق میافتد و سبب درماندگی و اختلال عملکرد روزانه در روابط فرد با دیگران میگردد. لذا در این پژوهش تأثیر آموزش گروهی شناختی- رفتاری در کاهش سردرد، پرخوری، حساس شدن پستانها، نفخ شکم و ورم انتهاه بررسی شد.
روش بررسی : دراین پژوهش نیمه آزمایشی ، ابتدا از بین مناطق 22 گانه شهرتهران، منطقه 3 به صورت تصادفی انتخاب و از مهدکودکهای این منطقه، دو مهد کودک به صورت تصادفی گزینش شد. از بین مادران کودکان پیش دبستانی این منطقه، 56 زن مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی به روش نمونهگیری غیراحتمالی از نوع در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و شاهد تقسیم شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه آموزش شناختی- رفتاری را دریافت کردند.
یافته ها: آموزش گروهی شناختی – رفتاری تأثیر معنیداری درکاهش علایم جسمانی شامل سردرد، پرخوری و نفخ شکم داشت، اما در کاهش حساس شدن پستانها و کاهش ورم انتهاها مؤثر نبود.
نتیجه گیری : درمان شناختی – رفتاری در درمان سندرم پیش ازقاعدگی مؤثر است. بنابراین در افرادی که دارودرمانی مدنظر نیست یا کافی به نظر نمی رسد، رویکرد شناختی – رفتاری به تنهایی یا همراه با دارو درمانی توصیه می شود.
سید جمال الدین نبوی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده
سابقه و هدف: وضعیت بهداشت روانی دانشجویان نقش تعیین کننده و تاثیرگذاری درعملکرد تحصیلی واجتماعی آنان دارد. پژوهش حاضر در صدد است تا وضعیت بهداشت روانی دانشجویان تازه وارد دانشگاه آزاد اسلامی واحد پزشکی تهران را مورد بررسی قرار دهد.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی، 465 دانشجویان ورودی جدید در رشتههای پزشکی، پرستاری، علوم آزمایشگاهی، مامایی، بهداشت محیط و بهداشت خانواده به صورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسشنامه چند وجهی شخصیتی مینهسوتا (MMP1) به همراه مشخصات دموگرافیک بود.
یافتهها: ارتباط معنیداری بین اختلالات افسردگی، هیستری و پارانوئید با سطح تحصیلات پدر و مادر وجود داشت. برحسب رشته تحصیلی، میزان اختلالات افسردگی، هیستری، خود بیمارانگاری، انحراف اجتماعی، ضعف روانی و اسکیزوفرنی تفاوت معنیداری داشت. در 5/19 در صد دانشجویان ورودی جدید دانشگاه آزاد اسلامی واحد پزشکی تهران علایم اختلالات روانی دیده شد.
نتیجهگیری: با توجه به وضعیت بهداشت روانی در بین دانشجویان ورودی جدید ضروری است چنین بررسیهایی برای ورودیهای هر سال صورت گیرد و مرکز مشاوره دانشگاه جهت انجام مشاورههای حضوری و برگزای کارگاههای آموزشی اقدامات مناسب را به عمل آورد.
آمنه سادات کاظمی، شکوه السادات بنی جمالی، حسن احدی، نورعلی فرخی،
دوره 22، شماره 2 - ( 3-1391 )
چکیده
سابقه و هدف: STSDاختلالی است که به عنوان تأثیرات منفی مواجهه ثانویه بارویدادهای ضربهای دربین اطرافیان ونزدیکان بیماران مبتلا به PTSD دیده میشود و نشانههای بالینی آن مشابه نشانههای موجود درافرادی است که به طورمستقیم درمعرض مواجهه با آسیب قرارگرفته اند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی- رفتاری در کاهش علائم STSD و مشکلات روان شناختی همسران جانبازان مبتلا به PTSD ناشی از جنگ بود.
روش بررسی: دراین پژوهش نیمهآزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل، 28 نفر همسران جانبازان مبتلا به PTSD به تصادف در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایشی طی 10 جلسه تحت آموزش قرار گرفت. آزمودنیها با استفاده از مقیاسهای سنجش اختلال استرس پس از ضربه ثانویه (STSS)، سنجش افسردگی، اضطراب، استرس (DASS)، سنجش نگرشهای ناکارآمد (DAS) و پرسشنامه افکار خودآیند منفی (ATQ) ارزیابی شدند. دادهها با روش آماری T-Test تحلیل شدند.
یافتهها: آموزش راهبردهای شناختی- رفتاری در کاهش علایم کلی اختلال استرس پس از ضربه ثانویه و متغیرهای وابسته به آن شامل افکار و تصورات مزاحم، پاسخهای اجتنابی و علایم برانگیختگی و همچنین کاهش علایم افسردگی، اضطراب، استرس، میزان نگرشهای ناکارآمد و میزان فراوانی و اعتقاد به افکار خودآیند منفی در آزمودنیها اثربخش بود (05/0>p).
نتیجهگیری: از یافتههای این پژوهش نتیجهگیری میشود که جلسات دهگانه آموزش راهبردهای شناختی- رفتاری در کاهش علایم اختلال استرس پس از ضربه ثانویه و مشکلات روانشناختی همسران جانبازان مبتلا به PTSD مزمن تأثیرگذار است.
فاطمه خلیلی کرمانی، صفیه بهزادی، محمدهادی جاذبی زاده،
دوره 22، شماره 2 - ( 3-1391 )
چکیده
سابقه و هدف: علیرغم وجود مشکل در پردازش و تمیز شنیداری افراد مبتلا به سندرم داون،این افراد مجهز به سیستم بینایی قوی میباشند. جفت شدن فرایندهای بینایی و شنیداری بر طبق crossed modality و نیز تاثیر عملکرد نورونهای آینهای با توجه به نقش آنها در انتقال معنای حرکت از بینایی به شنیداری، دلایل انتخاب و ارایه محرکات بینایی برای تاثیر گذاری بر مهارت شنیداری در مطالعه حاضر محسوب میشوند.
روش بررسی: در این پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس تحقیقات مشابه، تعداد 60 فرد مبتلا به سندرم داون آموزشپذیر شرکت داده شده و با نمونهگیری تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در ابتدا تست تمیز شنیداری man wep از هر دو گروه گرفته شد. به گروه آزمایش، 10 جلسه الگوهای بینایی ارائه و بعد مجدد تست مذکور اجرا شد. پس از گردآوری اطلاعات، در دو سطح توصیفی و استنباطی تحلیل به عمل آمد.
یافتهها: تحلیل دادهها از طریق t student دو گروه مستقل و وابسته، نشان داد که تحریکات بینایی بر بهبود تمیز شنیداری کودکان سندرم داون موثر خواهند بود (05/0>p).
نتیجهگیری: این تحقیق نشان میدهد که تحریکات بینایی در کودکان سندرم داون میتواند مهارت تمیز شنیداری آنها را تقویت کند.
مهناز کنگرلو، فرح لطفیکاشانی، شهرام وزیری،
دوره 22، شماره 3 - ( 6-1391 )
چکیده
سابقه و هدف: اختلال بیش فعالی و کمبود توجه (ADHD) از شایعترین اختلالهای رفتاری در دوران کودکی است. به دلیل تنوع مشکلات کودکان بیش فعال، شیوههای درمانی متفاوتی نظیر دارودرمانی و رفتاردرمانی برای درمان این کودکان به کار رفته است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر آموزش والدین در کاهش مشکلات کودکان مبتلا به این نوع اختلال میباشد.
روش بررسی: تحقیق حاضر با استفاده از روش آزمایشی (طرح پیشآزمون-پسآزمون) و روش نمونهگیری دردسترس صورت پذیرفت. 32 نفر از والدین دانشآموزان پسر مبتلا به بیشفعالی در چهار دبستان پسرانۀ منطقۀ چهار دراین تحقیق شرکت کردند که 18 نفر از والدین به طور تصادفی در گروه آزمایش قرار گرفتند و در ده جلسه دو ساعته آموزشی حضور یافتند و 14 نفر دیگر در گروه کنترل قرار گرفتند که جلسات آموزشی برای آنان برگزار نشد. آزمون با استفاده از پرسشنامه راتر (1967) در پیش و پس ازپایان جلسات در هر دوگروه انجام شد. سپس دادهها به کمک آمارههای توصیفی و با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین پرخاشگری در کودکان قبل از آموزش والدین 61/7 و پس از آموزش به 32/6 رسید، ولی در کودکانی که والدین آنان آموزشی دریافت نکردند کاهش مشکلات رفتاری دیده نشد. به عبارتی، در گروه آزمایشی کاهش قابل توجهی در خصوص مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به بیشفعالی، نسبت به گروه کنترل، دیده شد (001/0>P).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که آموزش اصول رفتاری به والدین، در کاهش رفتارهای ایذایی کودکان مبتلا به بیشفعالی میتواند مؤثر واقع شود.
فرح لطفی کاشانی، صفیه بهزادی، مرسده یاری،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده
سابقه و هدف: سندرم روده تحریک پذیر (IBS ) نوعی اختلال عملکردی در سیستم روده – معده است که با علائم ویژه گوارشی بدون علت ارگانیک تعریف میشود. اتیولوژی این بیماری دقیقاً روشن نیست اما افراد مبتلا به این بیماری بیشتر علائم منطبق با اختلالات سایکوپاتولوژی، صفات نابهنجار شخصیت و استرسهای روانی را در خود گزارش کردهاند. لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی - رفتاری گروهی در کاهش اضطراب و بهبود کیفیت زندگی بیماران روده تحریک پذیر انجام شد.
روش بررسی: در این طرح نیمه آزمایشی، 15 بیمار IBS (با تشخیص پزشک متخصص گوارش و بر اساس ملاکهای RomeІІ) با روش نمونهگیری در دسترس، از بین مراجعه کنندگان به مرکز تحقیقات گوارش و کبد تهران در نیم سال اول 1389 انتخاب شدند و درمان گروهی، طی 8 جلسه 2ساعته هفتگی ارائه گردید. ابزار گردآوری دادهها، مقیاس اضطراب بک (1988BAI,) و کیفیت زندگی (1992SF -36,) بود. دادهها پس از جمعآوری با استفاده نرمافزار SPSS و آزمون تحلیل واریانس درون گروهی تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس درون گروهی (اندازهگیری مکرر) و پیگیری یک ماه بعد از آن کاهش معنیداری را در نمرههای اضطراب و نیز افزایش نمرات کیفیت زندگی نشان داد.
نتیجهگیری: به استناد نتایج تحقیق حاضر به نظر میرسد تدارک یک طرح درمانگری اختصاصی بر اساس درمان شناختی- رفتاری در بیماران روده تحریک پذیر بر کیفیت زندگی و کاهش اضطراب آنها موثر باشد.
مظفر غفاری، اکبر رضایی،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1392 )
چکیده
سابقه و هدف: عملکرد ضعیف خانواده و نیز وجود بیماری نظیر وسواسی میتواند تبعاتی چون طلاق و کیفیت زندگی پایین در پی داشته باشند. این پژوهش در پی دستیابی به این سوال بود که آیا بین متغیرهای رضامندی زناشویی و کیفیت زندگی با گرایش به وسواسی و مهارت زندگی دانشجویان رابطه وجود دارد یا نه؟
روش بررسی: روش پژوهش در تحقیق حاضر از نوع همبستگی بود که در آن 225 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور که به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شده بودند، بررسی شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای رضایت زناشویی اینریچ، وسواس فکری و عملی مادسلی، فرم کوتاه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و مهارت زندگی نظری استفاده شد.
یافتهها: بین رضامندی زناشویی با کیفیت زندگی و مهارت زندگی همبستگی مثبت و با گرایش به وسواسی همبستگی منفی معنی-داری مشاهده شد. بین کیفیت زندگی با مهارت زندگی رابطه مثبت و با گرایش به وسواسی همبستگی منفی و معنیدار وجود داشت. بین گرایش به وسواسی و مهارت زندگی همبستگی منفی معنیداری مشاهده شد. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش هم-زمان نشان داد که مهارت زندگی و گرایش به وسواسی در دانشجویان، قویترین متغیرها برای پیشبینی رضامندی زناشویی و کیفیت زندگی میباشند.
نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش برای افزایش میزان رضامندی زناشویی و کیفیت زندگی، زوجین بهتر است میزان مهارتهای زندگی را در خودشان افزایش و میزان بیماری وسواسی را ازطریق تدابیر لازم کاهش دهند.
منصور علی مهدی، آمنه سادات کاظمی، صمد فهیمی، مینا مجتبایی،
دوره 23، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
سابقه و هدف: یکی از نظریههای روانی-عصبی در مورد شخصیت، نظریه حساسیت به تقویتگری میباشد که این نظریه با تاکید بر سیستمهای مغزی رفتاری به تبین برخی متغیرهای روانشناختی پرداخته است. لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سیستم-های فعالساز (BAS ) و بازدارنده رفتار (BIA ) با سازگاری اجتماعی، عاطفی و تحصیلی دانش آموزان انجام گرفت.
روش بررسی: از بین دانش آموزان دبیرستانی مشغول به تحصیل سال تحصیلی 1391-1390 شهرستانهای استان تهران (شهرستان بهارستان و رباط کریم) 332 نفر (166 پسر، 166 دختر) با روش نمونهگیری خوشهای انتخاب و با مقیاس سیستمهای مغزی رفتاری (کارور و وایت،1994) و مقیاس سازگاری دانش آموزان (سینها و سیگِ، 1993) مورد آزمون قرار گرفتند. دادهها با نرم افزار آماریSPSS-17 و روش همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون گام به گام و t مستقل مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: بین سیستم فعال ساز رفتاری (BAS) با سازگاری عاطفی، تحصیلی و سیستم بازدارنده (BIS) با سازگاری اجتماعی رابطه معنیداری وجود داشت. نتایج مقایسه سیستمهای مغزی رفتاری و سازگاری در دو جنس رابطه معنیداری را نشان نداد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر به نظر میرسد مولفههای زیستی شخصیت و در نهایت سیستم فعال ساز و بازدانده میتواند در تبیین برخی از فاکتورهای هیجانی، اجتماعی و تحصیلی مورد توجه قرار گیرد.
اصغر اشرفی حافظ، پریسا آسمند، سید رحمت الله موسوی مقدم، کوروش سایه میری،
دوره 23، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
سابقه و هدف: گسترش علم آموزی و تغییر سبک زندگی زناشویی، با وجود مزایای فراوان آن گاه با منفی اندیشی زوجین، موج فزایندهای از سوءظن و نگرانی را در بین آنها به جای گذاشتهاست. در چنین شرایطی ، آموزش مهارتهای مثبت اندیشی برای همسران به منظور تقویت رابطهها و اعتماد سازی در بین آنها میتواند موثر باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش مثبت اندیشی در بین دانشجویان متاهل به منظور کاهش مشاجرات زناشویی میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر به صورت نیمه آزمایشی میباشد که به روش نمونهگیری هدفدار از میان کلیه دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد واحد شهرکرد در نیم سال اول سال تحصیلی 91-90 تعداد 96 نمونه انتخاب گردید. ابتدا پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ و پرسشنامه آکسفورد در بین آنها توزیع گردید. سپس جهت بررسی فرضیههای پژوهش 50 نفر از افرادی را که در آزمونهای ذکر شده بر اساس نقطه برش آزمون نمره کمی کسب کرده انتخاب و پس از توزیع آزمون پیافکیو در بین آنها بر اساس نتایج به دست آمده 40 نفر انتخاب، و در دو گروه 20 نفری آزمایش و گواه جایگزین شده و به گروه آزمایش به مدت شش جلسه یک ساعته مهارتهای مثبت اندیشی آموزش دادهشد. دو هفته پس از پایان جلسههای آموزش، به عنوان پس آزمون، آزمون انریچ روی هر دو گروه اجرا گردید.
یافتهها: بررسی نگرش مثبت، در هر گروه از دانشجویان مورد بررسی تفاوتهای بارز و معنیداری با هم داشتند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که آموزش مهارتهای مثبتاندیشی در گروههای مختلف زناشویی تاثیر متفاوت و معنیداری دارد.
معصومه ایمانزاد، گل اندام عطابیگی ممتاز، سید رحمتالله موسوی مقدم، نسرین نجفی، زینب خدادادی،
دوره 23، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
سابقه و هدف: تأثیر دین را به هیچ عنوان نمیتوان بر عملکرد و رفتار و واکنشهای افراد در شرایط مختلف بی تأثیر دانست. هر فردی دارای مکانیسمهای دفاعی است و این گونه رفتارها به عنوان محافظی در مقابل اضطرابهای شدید به کار برده میشوند. این تحقیق با هدف بررسی ارتباط معنویتگرایی و نگرش مذهبی با مکانیسمهای دفاعی انجام گردید.
روش بررسی: در این تحقیق توصیفی- تحلیلی، 140 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی ایلام به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق، مقیاس جهتگیری مذهبی آلپورت و پرسشنامه سبکهای دفاعی (اندروز، 1993) بود. تحلیل دادهها نیز با نرم افزار SPSS18 و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و محاسبه میانگین و انحراف معیار انجام گرفت.
یافتهها: در میان مکانیسمهای دفاعی، مقیاس واپسرانی با نمره 45/22 دارای بالاترین میانگین و خیالبافی با 37/12 دارای پایینترین میانگین بود. نگرش مذهبی درونی (32/20=m) بالاتر از نگرش مذهبی بیرونی (77/17= m ) قرار داشت. همچنین میان برخی مکانیسمهای دفاعی و نگرش مذهبی ارتباط معکوس معنیداری وجود داشت.
نتیجهگیری: مکانیسمهای دفاعی، فرایندهای ناهشیار درونروانی هستند که وظیفه محافظت از خود را در مقابل موقعیتهای تهدیدآمیز یا استرسزا بر عهده دارند. نتایج، بیانگر رابطه معکوس بین نگرش مذهبی و برخی مکانیسمهای دفاعی بوده است.
میرمسعود فاطمی، محمد زارع، فاطمه خرازی افرا، محمد خرازی افرا،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
سابقه و هدف: با توجه به پژوهشهای پیشین رابطه میان مقابله با شرایط پراسترس و بسیاری از متغیرها از جمله افسردگی، سلامتی، مذهب، حمایت اجتماعی، اشتغال و... صورت پذیرفته است. در این میان، متغیری که به آن کمتر پرداخته شده است معنویت میباشد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تاثیر رشد معنویت بر راهکار مقابله با شرایط استرسزا انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی همبستگی، 384 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد پزشکی تهران به وسیله روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل آزمون مقابله با شرایط پر استرس CISS که به منظور ارزیابی سه سبک مقابله یعنی مقابله مسئله مدار، مقابله هیجان مدار و مقابله اجتنابی تشکیل شده و آزمون سنجش رشد معنوی SAI به منظور ارزیابی 6 زیر مقیاس آگاهی از وجود خدا، پذیرش واقعی، ناامیدی، بزرگنمایی، مدیریت برداشت و بیثباتی بود.
یافتهها: بین رشد معنویت و مقابله مسئله مدار ارتباط معنیدار و مستقیم وجود داشت، این بدین معنی است که با افزایش نمره "رشد معنویت"، "میزان مقابله مسئله مدار با شرایط پراسترس" در آنها افزایش مییابد.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد ارتباط بین رشد معنویت و سه بعد شاخصهای مقابله با شرایط استرسزا معنیدار است. این بدین معنی است که رشد معنویت یکی از پیش بینی کنندههای مهم روش مقابله با شرایط پراسترس دانشجویان محسوب میشود.
واژگان کلیدی: معنویت، استرس، مقابله مسئله مدار، مقابله هیجان مدار، مقابله اجتنابی، خدا، ناامیدی، بزرگنمایی، مدیریت برداشت، بیثباتی.
صفیه بهزادی، هاله میربهرسی، مرسده یاری،
دوره 24، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
سابقه و هدف: هوش هیجانی به عنوان توانایی مدیریت هیجانات و احساسات نقش مهمی در زندگی و موفقیت افراد دارد. مکانیسم-های دفاعی فرایندهای تنظیم کننده خودکاری هستند که برای کاهش ناهماهنگی شناختی وبه حداقل رساندن تغییرات ناگهانی در واقعیت از طریق تاثیر گذاری بر چگونگی ادراک حوادث تهدید کننده عمل میکنند. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی و مکانیسم های دفاعی انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی، 72 دانشجوی پزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، مقیاس هوش هیجانی و پرسش نامه مکانیسم های دفاعی بود. دادهها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شدند.
یافتهها: بین مکانیسمهای دفاعی رشد یافته و نوروتیک با هوش هیجانی رابطه مثبت معنیدار و با مکانیسمهای رشد نیافته همبستگی منفی وجود داشت.
نتیجهگیری: به استناد نتایج تحقیق حاضر میتوان نتیجه گرفت با افزایش هوش هیجانی استفاده از مکانیسم های دفاعی بالغ و نوروتیک بیشتر می شود. هوش هیجانی به فرد این امکان را میدهد که با مدیریت، شناخت، تنظیم و ارزیابی هیجانها در سطح ناهوشیاری مکانیسمهای دفاعی "من" را تحت تاثیر قرار دهد.
پریسا آسمند، شهرام مامی، رضا ولیزاده،
دوره 24، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
سابقه و هدف: اختلال شخصیت ضداجتماعی، با داشتن ویژگیهای بارز تکانشگری، هیجانات ناپایدار، پرخاشگری، مشروب خواری و استفاده از مواد مخدر و نیز شروع زود هنگام رفتارهای جنسی در این افراد گاه سبب ساز مشکلات عدیدهای برای افراد در تعامل با این شخصیتها و نهایت جامعه می شود. هدف از پژوهش حاضر اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی در درمان باورهای غیر منطقی و اضطراب جوانان دارای اختلال شخصیت ضداجتماعی زندان مردان ایلام بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع نیمه تجربی، با طرح پیشآزمون – پسآزمون بود که به صورت نمونهگیری تصادفی ساده از بین تمامی زندانیان دارای اختلال شخصیت ضداجتماعی در محدوده سنی 18-40 سال زندان مرکزی شهر ایلام با تعداد32 نفر از زندانیان موافق صورت گرفت. افراد انتخابی به طور تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند و با افراد گروه آزمایش مداخله درمانی بر اساس پروتکل رفتار درمانی دیالکتیکی صورت گرفت. لازم به ذکر است در این پژوهش از پرسشنامههای چند محوری بالینی میلون و اضطراب بک وباورهای غیر منطقی جونز استفاده شد.
یافتهها: دربررسی اثربخشی، درمان دیالکتیکی در درمان کلیه زیر مقیاسهای باورهای غیرمنطقی (05/0p<) و اضطراب (05/0p<) نمونهها تاثیر گذار بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیکی، در مقایسه با گروه کنترل، در درمان هر دو مولفه اضطراب و باورهای غیرمنطقی اثر بخشی معنیداری دارد.
مالک میرهاشمی، فاطمه نجفی،
دوره 24، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
سابقه و هدف: هدف اساسی این مطالعه، اثربخشی روش درمان راه حل مدار بر تاب آوری و احساس انسجام بیماران ام اس بود.
روش بررسی: در این پژوهش شبه تجربی، 16 بیمار مبتلا به ام اس به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گرد آوری دادهها شامل پرسشنامه تجدید نظر شده احساس انسجام فلسنبرگ و مقیاس تاب آوری کانر ـ دیویدسون بود که بیماران پیش از مداخله آن را تکمیل کردند و پس از ارائه درمان راه حل مدار، که در پنج جلسه 75 دقیقه ای انجام شد، پس آزمون به عمل آمد.
یافتهها: نتایج آزمون t همبسته نشان داد که میزان متغیر تاب آوری و حس انسجام در پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معنیداری دارند.
نتیجهگیری: براساس تحلیل های انجام شده می توان نتیجه گرفت که روش درمان راه حل مدار میتواند بر تاب آوری و احساس انسجام بیماران مبتلا به ام اس اثربخش باشد.
محسن کچویی، ویس پارسا، رضا سویزی،
دوره 24، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
سابقه و هدف: نقش عوامل خطر روانشناختی در افسردگی مدتهاست که مورد توجه پژوهشگران است. هدف از پژوهش حاضر مقایسهی سبکهای دفاعی و صفات شخصیتی در میان افراد مبتلا به افسردگی و افراد غیرافسرده بود.
روش بررسی: روش پژوهش پسرویدادی و جامعه آماری آن کلیه افراد افسرده مراجعهکننده به مراکزروان درمانی شهر تهران بود. از میان آنها یک گروه 100 نفری از بیماران مراجعه کننده به مراکزروان درمانی وابسته به دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به شیوه نمونه گیری در دسترس و یک گروه 100 نفری از افراد غیر افسرده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت و پرسشنامه سبکهای دفاعی بود. دادههای به دست آمده با استفاده از آزمونهای آماری توصیفی و t مستقل تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در عامل نورزگرایی (01/0>P)، برونگرایی (01/0>P)، گشودگی به تجربه (01/0>P) و موافق بودن (01/0>P) و همچنین سبکهای دفاعی ناپخته (01/0>P) و نورتیک (05/0>P) بین دو گروه تفاوت معنیدار وجود دارد.
نتیجهگیری: آگاهی از میزان تاثیر سبکهای دفاعی و صفات شخصیتی بر پیدایش اختلال افسردگی میتواند در کاهش نشانههای اختلال افسردگی و شاید پیشگیری از بروز این اختلال موثر باشد.
سمیره صداقت، امید مرادی، حمزه احمدیان،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
سابقه و هدف: پرخاشگری یکی از مشکلات مهم دوره نوجوانی است که پیامدهای منفی همچون تصویر ذهنی منفی در میان همسالان و آموزگاران، طرد از سوی همسالان، افت تحصیلی، مصرف مواد، مشکلات ارتباطی با خانواده و بزهکاری را در پی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی شناختی رفتاری کنترل خشم بر پرخاشگری دانش آموزان دختر پرخاشگر صورت گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش نیمهآزمایشی در قالب طرح پیش آزمون- پسآزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر بانه (1519 نفر) در سال تحصیلی 92- 91 بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 40 نفر از دانش آموزان دختر پرخاشگر پایه سوم مقطع متوسطه بانه انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه پرخاشگری باس و پری بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقهای و به صورت هفتگی تحت آموزش قرار گرفتند. برای تحلیل دادهها از آزمون آماری تحلیل کوواریانس یکطرفه استفاده شد.
یافتهها: آموزش گروهی شناختی رفتاری کنترل خشم به طور معنیداری پرخاشگری کلی دانش آموزان دختر پرخاشگر را کاهش داده است (001/0 p<).
نتیجهگیری: این پژوهش نقش و تاثیر آموزش گروهی شناختی رفتاری را بر کاهش پرخاشگری دانش آموزان دختر مورد تایید قرار میدهد
سیدرحمت اله موسوی مقدم، سهیلا هوری، عباس امیدی، ندا ظهیری خواه،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
سابقه و هدف: هوش یکی از مهم ترین تفاوتهای فردی در بین افراد جامعه است. هوش معنوی، عملکرد همراه با بصیرت، ملایمت و مهربانی با حفظ آرامش درونی و بیرونی است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش معنوی با خود کنترلی و مکانیسم های دفاعی در دانشآموزان دختر سال سوم متوسطه در شهر مهران بود.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی، کلیه دانش آموزان دختر سال سوم متوسطه شهر مهران به تعداد 108 نفر بررسی شدند. از پرسشنامه هوش معنوی عبداله زاده برای سنجش هوش معنوی، پرسشنامه مکانیسم های دفاعی حسینی برای سنجش مکانیسم های دفاعی و پرسشنامه خود کنترلی تانجنی برای سنجش خودکنترلی دانش آموزان استفاده شد و دادهها با نرم افزار آماری SPSS 19 با استفاده از ماتریس همبستگی بین متغیرهای پژوهش تحلیل گردید.
یافتهها: بین هوش معنوی و خود کنترلی رابطه مثبت معنیداری وجود داشت (01/0>p). بین هوش معنوی با مکانیسم درون فکنی و توجیه عقلی رابطه مثبت معنیداری وجود داشت (01/0>p)، اما بین هوش معنوی با مکانیسم بازگشت، جابهجایی، انکار، خیالبافی، والایش و تبدیل رابطهای معنیدار وجود نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که هوش معنوی با تقویت مکانیسم های دفاعی رشد یافته این امکان را برای فرد فراهم میکند تا در مواجهه با موقعیتهای استرس زا، فرد بتواند با استفاده از آنها با عوامل استرس زا مقابله کند.
جعفر حسنی ، بیتا بمانی یزدی ،
دوره 25، شماره 2 - ( 3-1394 )
چکیده
سابقه و هدف: در سالهای اخیر یافتههای پژوهشی، ریخت شخصیتی D را بهعنوان یکی از عوامل زمینهساز آسیبشناسی روانی و بیماریهای جسمانی مطرح نمودهاند. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبکهای ابراز هیجان با ریخت شخصیتی D بود.
روش بررسی: 306 نفر (126 نفر مذکر و 180 نفر مونث) از دانشجویان دوره تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران به صورت در دسترس انتخاب شدند و توسط پرسشنامههای ابرازگری هیجانی، دوسوگرایی در ابراز هیجان، کنترل هیجانی و ریخت شخصیتی D مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد که از بین عوامل دوسوگرایی در ابراز هیجان، عامل دوسوگرایی در ابراز هیجان مثبت و از میان عوامل ابرازگری هیجان، ابراز صمیمیت و ابراز هیجان منفی مولّفههای عاطفه منفی و بازداری اجتماعی را پیشبینی نمودند. همچنین از بین عوامل کنترل هیجانی، کنترل خوشخیم، نشخوار و بازداری هیجانی، مولّفه عاطفه منفی و عامل بازداری هیجانی و نشخوار مولّفه بازداری اجتماعی را مورد پیشبینی قرار دادند.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش میتوان گفت که سبکهای ابراز هیجان از همبستههای رفتاری ریخت شخصیتی D می-باشد. این نتایج واجد تلویحات کاربردی در زمینه عوامل خطرساز سلامت روانشناختی و جسمانی، به خصوص در زمینه ابتلا به بیماریهای قلبی- عروقی است.
واژگان کلیدی: ریخت شخصیتی D، ابرازگری هیجانی، کنترل هیجانی، دوسوگرایی در ابراز هیجان.