[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای داوران::
ثبت نام ::
اشتراک::
اطلاعات نمایه::
برای نویسندگان::
فرآیند چاپ::
پست الکترونیک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
36 نتیجه برای پریور

فرهادی مونا، پریور کاظم، شریفی علی محمد، زینلی سیروس، موسوی سیدهادی، بخشایش معصومه،
دوره 15، شماره 4 - ( زمستان 1384 )
چکیده

سابقه و هدف: هیپرگلیسمی که تحت شرایط دیابتیک اتفاق می افتد موجب نقایص متعددی از جمله، نوروپاتی، نفروپاتی و رتینو پاتی می گردد. هنوز اطلاعاتاندکی درباره اثر مستقیم سمیت گلوکز روی سلول های نورونی در دست است.
روش بررسی: در این تحقیق ابتدا توان حیاتی سلول ها توسط روشMTT ارزیابی شد و غلظتهای مختلف گلوکز و سپس نقش پروتیین Bax در القا آپپتوزسلول های PC12 به عنوان یک مدل آزمایشگاهی از سلول های نورونی مورد آزمایش قرار گرفت. اثرات غلظتهای مختلف گلوکز توسط رنگ Hoechst و میزان دو پروتیین Bax و Bcl 2 مداخله کننده در اپپتوز بوسیله روش وسترن بلاتینگ مورد سنجش قرار گرفتند.
یافته ها: در روشMTT سلول ها در زمان48 ، 72و 96 ساعت مرگ سلولی معنی داری را نسبت به گروه های کنترل نشان دادند (P<0.01).غلظت 13.5 mg/ml گلوکز غلظت موثر و 72 ساعت زمان مناسب برای القا آپپتوز در این سلول هااست. نتایج وسترن بلات نشان داد که بیان پروتیین Baxدر سلولهای تحت افزایش گلوکز به مدت 72 ساعت،به میزان معنی دارینسبت به گروه کنترل افزایش دارد. همچنین نسبت بین این دو پروتیین Bax / Bcl 2 نیز افزایش معنی داری را نشان دادP <0.01) ).
نتیجه گیری: افزایش گلوکز موجب القا آپپتوز در سلولهای PC12 در مسیر داخلی می گردد. در این میان پروتیین Bax نقش مهمی ایفا می کند.

هما محسنی کوچصفهانی ، کاظم پریور، نسیم حیاتی رودباری،
دوره 16، شماره 2 - ( تابستان 1385 )
چکیده

سابقه و هدف: تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر عصاره گیاه علف چای (Hypericum Perforatum) بر سقط جنین و نقش اثرات ناهنجاری زایی احتمالی آن بر جنینهای موش کوچک آزمایشگاهی نژاد Balb/C بخصوص اثر آن بر سیستم عصبی در حال تکوین و مغز جنین و نیز بر تخمدان و رحم مادر حامله صورت گرفت.
روش بررسی: به موشهای حامله نژاد Balb/C میزان 1.457g/kg (میزان تقریبی مصرف خوراکی انسان در روز) عصاره خشک شده گیاه در آب، به مدت 7 روز (از زمان مشاهده درپوش واژنی به عنوان روز صفر حاملگی تا روز هفتم)، روزی یک بار خورانده شد. سپس جنینهای تجربی در روز 15 حاملگی از رحم خارج گردیدند و با جنینهای 15 روزه کنترل مقایسه شدند. در این مطالعه از دو گروه کنترل (تجویز placebo و بدون تجویز هیچ دارویی) استفاده شد. کلیه جنینهای تجربی و کنترل از نظر ویژگیهای ریخت شناختی خارجی و داخلی و میزان بقا مورد مطالعه قرارگرفتند.
یافته ها: در کلیه تجربیات، هیچگونه ناهنجاری خارجی یا داخلی مشخصی در جنینها و یا در رحم و تخمدان مادر حامله مشاهده نشد. از کلیه پارامترهای مورد بررسی فقط از نظر تعداد سلولهای جسم زرد و اندازه آنها و نیز تعداد فولیکول های آتروفیه شده در تخمدان نمونه های تجربی تغییر معنی داری نسبت به کنترل مشاهده شد. بعلاوه آنالیز هورمونی سرم خون مادران افزایش معنی دار FSH و LH و کاهش معنی دار میزان هورمون پروژسترون را در نمونه های تجربی در مقایسه با نمونه های کنترل نشان داد.
نتیجه گیری: با توجه به مشاهدات فوق، می توان نتیجه گرفت استفاده از عصاره گیاه علف چای در دوران بارداری توسط مادر حامله موجب بروز ناهنجاری در جنینها و تغییر در رشد و نمو آنها نمی گردد و کاهش میزان پروژسترون در محدوده های حداقل نیاز برای حفظ بارداری قرار دارد.
پریچهر یغمایی، کاظم پریور ، محمدحسین اسماعیلی، اسماعیل عباسی، حسن جهانی هاشمی،
دوره 16، شماره 3 - ( پاييز 1385 )
چکیده

سابقه و هدف: گزارش های قبلی نشان داده اند که استفاده از عصاره گیاه بابونه همراه با مرفین، وابستگی به مرفین را به میزان زیادی کاهش می دهد و تزریق آن قبل از نالوکسان، از بروز سندرم ترک جلوگیری می کند. هسته های لکوس سرولئوس (Lc) و پاراژیگانتوسلولاریس (PGi) در بروز علایم ترک اعتیاد نقش مهمی دارند. این مطالعه به منظور تعین اثرات تزریق عصاره بابونه به درون هسته پاراژیگانتوسلولاریس مغز بر علایم قطع مصرف مرفین در موش صحرایی انجام شد.
روش بررسی: تعداد 30 موش نر (با وزن 250 تا 300گرم) بعد از کانول گذاری هسته PGi به کمک جراحی استرئوتاکسی به دو گروه سالین (گروه شاهد، 6=n) و مرفین (24=n) تقسیم شدند. گروه مرفین روزی دو بار و به مدت 7 روز مرفین دریافت داشتند. دوز مرفین در روز اول و دوم 5/2 میلی گرم بر کیلو گرم بود. این دوز در روز های بعد تا روز 6 هر روز دو برابر شد. حیوانات در روز 7، آخرین تزریق که 50میلی گرم بر کیلوگرم بود را دریافت و به 4 زیرگروه تقسیم شدند: گروه مرفین که فقط مرفین دریافت کردند و گروه های سه گانه بابونه. روز هفتم، 5 دقیقه قبل از تزریق نالوکسان، یک میکرولیتر عصاره بابونه (10، 25 و 50 میکروگرم بر میکرولیتر) به درون هسته PGi آنها تزریق شد. در تمام گروه ها 3 ساعت بعد از آخرین تزریق مرفین، 5 میلی گرم بر کیلوگرم نالوکسان تزریق و علایم ترک همچون پریدن و بالا رفتن برای 30 دقیقه مطالعه شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که تزریق هر سه دوز عصاره بابونه، به ویژه دوز 25 میکروگرم در میکرولیتر آن، به درون هسته PGi می تواند میزان بروز علایم ترک اعتیاد به مرفین را به طور کاملا معنی دار کاهش دهد.
نتیجه گیری: به نظر می رسد تزریق عصاره بابونه به درون PGi می تواند در درمان علایم سندرم ترک اعتیاد به مرفین مفید باشد.
اکرم عیدی، کاظم پریور ، علی مازوجی، زینب اختری،
دوره 16، شماره 3 - ( پاييز 1385 )
چکیده

سابقه و هدف: با وجودی که مورفین قرن ها به عنوان مهم ترین عامل ضد درد مورد استفاده قرار گرفته، به دلیل خصوصیات اعتیادآور آن و عوارض جانبی بسیار از جمله ایجاد تنگی نفس، افسردگی، کاهش تحرک دستگاه معدی - روده ای، سرخوشی و تغییرات سیستم اندوکرین و اتونوم، تمایل کمتری به استفاده از آن وجود دارد. استفاده از گیاهان دارویی در تسکین درد از زمان های قدیم متداول بوده و حتی رو به افزایش است. در تحقیق حاضر، اثر ضد درد عصاره الکلی برگ گیاه Salvia hypoleuca مورد بررسی قرار گرفت و مقایسه ای نیز بین اثر ضد درد عصاره این گیاه با داروی متداول مورفین انجام گردید.
روش بررسی: در مطالعه تجربی حاضر عصاره الکلی برگ گیاه و داروی مورفین به صورت درون صفاقی تزریق گردید و به فاصله نیم ساعت بعد، با انجام تست فرمالین، پاسخ موش ها به درد القا شده توسط فرمالین مشاهده و «نمره درد» متناسب با این پاسخ ثبت شد. گروه شاهد (کنترل) سرم فیزیولوژی را به عنوان حلال عصاره الکلی گیاه دریافت نمود. برای این گروه نیز تست فرمالین انجام شد. به منظور اطمینان از ایمن بودن دوز مصرفی عصاره مورد نظر، میزان دوز کشنده (LD50) عصاره الکلی این گیاه تعیین گردید.
یافته ها: یافته های حاصل از این مطالعه نشان داد که تزریق عصاره الکلی برگ گیاه با دوزهای 50، 100 و 200 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن، می تواند نمره درد القا شده در فاز اولیه تست فرمالین را با اختلاف معنی داری نسبت به گروه شاهد کاهش دهد (001/0>p) و از این نظر، تاثیری مشابه با مورفین دارد. این مساله در مورد فاز ثانویه تست فرمالین نیز صادق بود (001/0>p برای دوزهای 100 و 200 میلی گرمی؛ 01/0>p برای دوز 50 میلی گرمی). کاهش نمره درد با دوز 10 میلی گرمی معنی دار نبود. همچنین دوز کشنده (LD50) برای عصاره این گیاه، 7000 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن محاسبه شد.
نتیجه گیری: داده های تحقیق حاضر نشان می دهد که برگ گیاه Salvia hypoleuca در هر دو مرحله درد دارای اثرات ضد درد می باشد، هر چند مطالعات بیشتری برای تعیین اثرات درمانی آن مورد نیاز است.
کاظم پریور، هما محسنی کوچصفهانی، بهارک محمدزاده اصل،
دوره 16، شماره 4 - ( زمستان 1385 )
چکیده

سابقه و هدف: کرم موضعی آسیکلوویر در درمان بیماری ویروسی تبخال، زونا و عفونت های مشابه تجویز می شود. ناهنجاری هایی که در اثر استعمال دارو در دوران بارداری در جنین ایجاد می شود، ممکن است باعث بدشکلی های جدی ظاهری یا کارکردی در جنین شود و زندگی او را تهدید کند. تحقیق حاضر به منظور بررسی اثر توکسیک و تراتوژنیک این دارو بر رشد و نمو جنین و تاثیر دارو در سقط های مکرر جنین در موش های حامله انجام شد.
روش بررسی: در مطالعه تجربی حاضر، در یک گروه داروی آسیکلوویر بصورت پماد جلدی 5% در اطراف دهان موش های نژاد Balb/C و در گروه دیگر بر پوست تراشیده و بی موی موش های تجربی در روزهای 7، 8 و 9 بارداری به مقدار پوشش سطح مورد نظر و دو بار در روز به فاصله 2 ساعت استعمال گردید و در روز 15بارداری، قطر رحم، ضخامت جداره رحم و ضخامت اندومتر در شاخ رحمی و جنین ها (در صورت وجود) مورد مطالعه بافت شناسی قرار گرفتند.
یافته ها: در گروهی که دارو در اطراف دهان استعمال شده بود، ضخامت آندومتر، ضخامت جداره رحم و قطر رحم در مقایسه با گروه شاهد افزایش چشم گیری داشت (05/0>p) و کاهش معنی داری در جنین زایی وجود داشت.
نتیجه گیری: به نظر می رسد پماد آسیکلوویر از طریق لیس زدن وارد بدن موش باردار شده و مانع رشد و نمو و اندام زایی جنین و در اکثر موارد باعث سقط می شود. با توجه به نتایج بدست آمده رعایت احتیاط در استفاده از داروی آسیکلوویر در سه ماهه اول بارداری توصیه می شود.
مهرداد هاشمی، سید علی قرشی، کاظم پریور، عبداالخالق دیزجی، مهدی شمس آرا، یوسف دوستار، معصومه بخشایش،
دوره 16، شماره 4 - ( زمستان 1385 )
چکیده

سابقه و هدف: آپوپتوزیس یا مرگ سازمان یافته، اصلی ترین مکانیسم در تکامل و هوموستاز بافت های بالغ در جهت حذف سلول های غیر ضروری است که القای آن روشی موثر در درمان سرطان می باشد. .هدف این مطالعه بررسی القای آپوپتوزیس پروتئینVP2 کلون شده از ژنوم بورس عفونی بر سلول های سرطانی لنفوسیتی B انسان می باشد.
روش بررسی: در این تحقیق پس از کلونینگ ژن VP2 در داخل مخمر پیکیا پاستوریس، پروتئین بیان گردید. توان حیاتی سلول ها با روش MTT ارزیابی شد. سپس اثر پروتئین VP2 بر سلول های سرطانی لنفوسیتی B انسان با رنگ آمیزی Hoechst و فلوسایتومتری مورد سنجش قرار گرفت.
 یافته ها: در روش MTT سلول های سرطانی لنفوسیتی B انسان در غلظت های 1 و 5 میکروگرم، مرگ سلولی معنی داری را نسبت به گروه های شاهد نشان دادند (01/0>p). با رنگ آمیزی Hoechst اجسام آپوپتوتیک مشخص گردید و با ارزیابی فلوسایتومتری، 48 ساعت زمان مناسبی برای القای آپوپتوز بود.
 نتیجه گیری: در این بررسی برای اولین بار مشخص گردید، پروتئین حاصل از کلونینگ ژن VP2 از ویروس IBDV قادر است به-تنهایی در محیط خارج از بدن بر سلول های سرطانی لنفوسیت B آپوپتوزیس را القا نماید.
کاظم پریور، هما محسنی کوچصفهانی ، مسعود مشهدی اکبر بوجار، فرشته میر محمدرضائی،
دوره 17، شماره 1 - ( بهار 1386 )
چکیده


 سابقه و هدف: رتینوئیک اسید یکی از مشتقات ویتامین A می‌باشد که در درمان آکنه، پسوریازیس و همچنین برخی سرطانها استفاده می‌شود. رتینوئیک اسید در رشد و نمو و تمایز در طی مراحل تکوینی مهره‌داران نقش مهمی را بازی می‌کند. در این تحقیق اثر رتینوئیک اسید که یک مورفوژن موثر در رشد و نمو می‌باشد را بصورت اگزوژن در کشت اندام حرکتی مورد بررسی قرار دادیم.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی موشهای نر و ماده نژاد Balb/c را با هم آمیزش داده و روز مشاهده واژینال پلاک، روز صفر حاملگی در نظر گرفته شد. در روز 12حاملگی، جنین‌ها را از لوله‌های رحمی خارج کرده و جوانه اندامهای حرکتی جلویی و عقبی را از جنین جدا کرده و در محیط کشت Eagle’ s MEM به همراه 20% سرم بند ناف جنین انسان به مدت دو روز کشت دادیم. کشت‌ها در سه گروه کنترل، شم و تجربی تقسیم شدند. در گروه کنترل جوانه اندامهای حرکتی جنین در محیط کشت قرار داده شد و در گروه شم جوانه اندام حرکتی در محیط کشت حاوی الکل تیمار شد (الکل حلال رتینوئیک اسید می‌باشد). در گروه تجربی رتینوئیک اسید در سه غلظت 6-10، 5-10و 4-10مولار به محیط کشت اضافه شد. پس از دو روز انکوباسیون، نمونه‌ها در فیکساتیو بوئن فیکس شده و از نظر مورفولوژی مورد بررسی قرار گرفتند، سپس مقاطع بافتی از نمو نه‌ها تهیه شد و توسط Alcian blue رنگ‌آمیزی شده و اثر رتینوئیک اسید بر تعداد سلول غضروفی و طول و عرض اندامهای حرکتی بررسی شد. میزان رتینوئیک اسید جذب شده از محیط کشت با استفاده از تکنیک H.P.L.C اندازه‌گیری شد.
یافته ها: اثر توکسیک رتینوئیک اسید اگزوژن در رشد و نمو اندام حرکتی قابل مشاهده است و این تاثیر بر اندام عقبی بیشتر از اندام جلویی است.
نتیجه گیری: رتینوئیک اسید اگزوژن باعث کاهش طول محور پروکسیمال–دیستال اندامهای حرکتی و کاهش رشد انگشتان می‌شود. همچنین رتینوئیک اسید از کندروژنز ممانعت می‌کند و غلظتهای بالا کاهش چشمگیری را در تعداد سلولهای غضروفی اندامهای حرکتی سبب می‌شود.
شهربانو عریان ، کاظم پریور ، معصومه اصل روستا ،
دوره 18، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده

سابقه و هدف: تاموکسیفن نوعی آنتی استروژن غیراستروئیدی است که برای درمان سرطان سینه تجویز می شود. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر تاموکسیفن بر ساختار هیستولوژیکی بیضه در رت های نر بالغ نژاد ویستار می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، سه گروه از رت ها به مدت 30 روز متوالی به ترتیب 200، 400 و 600 میکروگرم بر کیلوگرم وزن بدن تاموکسیفن در حلال (شامل اتانول 60 درصد و سرم فیزیولوژی) دریافت نمودند. گروه شم در این مدت فقط حلال دریافت نموده و گروه شاهد هیچ ماده ای دریافت نکرد. در اولین روز پس از پایان این دوره، حیوانات جراحی شده و بیضه آنها برداشته شد و در مایع بوئن تثبیت گردید. برش هایی از بیضه با ضخامت 5 میکرومتر توسط هماتوکسیلین و ائوزین رنگ آمیزی گردید.
یافته ها: ضخامت تونیکا آلبوژینه در گروه های دریافت کننده دارو در مقایسه با گروه شاهد افزایشی را نشان داد. هم چنین قطر و ضخامت لوله های سمینی فر، تعداد سلول های اسپرماتوگونی A، اسپرماتوگونی B، اسپرماتوسیت اولیه، اسپرماتید، اسپرم، لایدیگ و سرتولی در گروه های دریافت کننده تاموکسیفن در مقایسه با گروه شاهد کاهش چشم گیری داشت .(p<0/05) بیشترین تاثیر تاموکسیفن در گروه دریافت کننده دوز 600 میکروگرم بر کیلوگرم مشاهده شد.
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که تاموکسیفن به شیوه وابسته به دوز از طریق تاثیرات منفی بر بیضه، توانایی تولید مثل را در رت های نر بالغ نژاد ویستار کاهش می دهد.
شهربانو عریان ، کاظم پریور ، معصومه اصل روستا ،
دوره 18، شماره 3 - ( پاييز 1387 )
چکیده

سابقه و هدف: تاموکسیفن یک آنتی استروژن غیراستروئیدی است که برای درمان سرطان سینه تجویز می شود. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر تاموکسیفن بر میزان تستوسترون و ساختار بیضه در رت های نر نژاد ویستار می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، یک گروه از رت ها به سن 45 روز و وزن 90 گرم، به مدت 10 روز متوالی دوز 800 میکروگرم تاموکسیفن بر کیلوگرم وزن بدن را در حلالی شامل اتانول 60 درصد و سرم فیزیولوژی دریافت کردند. گروه شم در این مدت، فقط حلال دریافت نموده و گروه شاهد هیچ ماده ای دریافت ننمود. پس از پایان تیمار، میزان تستوسترون حیوانات با روش ELISA اندازه گیری شد و برش های بافتی 5 میکرومتری از بیضه تهیه شد و توسط هماتوکسیلین و ائوزین رنگ آمیزی گردید.
یافته ها: میزان تستوسترون در گروه دریافت کننده تاموکسیفن در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافت (??/?>P) هم چنین کاهش چشم گیری در قطر بیضه، قطر و ضخامت لوله های سمینی فر، تعداد اسپرماتید و اسپرم این حیوانات مشاهده گردید (???/?>P).
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می توان نتیجه گیری نمود که توان تولید مثلی رت های نر نژاد ویستاری که در زمان قبل از بلوغ تاموکسیفن دریافت می کنند، کاهش می یابد.
مسعود مشهدی اکبربوجار ، کاظم پریور ، عباس شکروی ، مارال مولایی ،
دوره 18، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده

سابقه و هدف: باتوجه به اثرات بیولوژیکی شناخته شده کراون اترها، انجام تحقیقات گسترده در جهت کاربردی کردن این ترکیبات در صنایع دارویی ضروری به نظر می رسد. هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر دی بنزو-18-کراون-6 بر کلنی زایی سلول های مغز قرمز استخوان موش در محیط کشت و مکانیسم احتمالی عملکرد آن بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، از سلول های مغز قرمز استخوان موش نژاد Balb/C به عنوان منبع سلول های بنیادی خونساز استفاده شد. کشت سلول های مغز قرمز استخوان به صورت نیمه جامد در حضور غلظت های متفاوت کراون اتر،PO4H2K و PO4H2Na ،cAMPدر شرایط in vitro انجام گرفت.
یافته ها: اثرات مهاری قابل ملاحظه ای بر کلنی زایی سلول های مغز قرمز استخوان در تمامی غلظت های کراون اتر مشاهده شد. این اثرات مهاری در غلظت 80 میلی گرم بر میلی لیتر کراون اتر به حداکثر رسید و هیچ کلنی در محیط کشت مشاهده نشد. اثرات مهاری ایجاد شده بوسیله کراون اتر در حضور cAMP با غلظت 10 x 10-6 مول، PO4H2Naبا غلظت 10 x 10-6 مول و PO4H2K با غلظت5 x 10-6 تا حدودی بر طرف شد، اما به میزان کنترل فاقد کراون اتر نرسید. استفاده از روش HPLC برای تعیین مقدار باقی مانده کراون اتر در محیط کشت مشخص کرد که غلظت کراون اتر در محیط کشت در ساعت ششم از شروع کشت به صفر می رسد.
نتیجه گیری: این تحقیق نشان داد که اثر کراون اتر در مهار کلنی زایی سلولهای مغز قرمز استخوان احتمالا از دو طریق کاهش میزان کاتیون ها و تغییر در فیزیولوژی غشا که خود منجر به اختلال در مسیر سیگنالینگ cAMP می شود، اعمال می شود.
پریچهر یغمایی ، کاظم پریور ، فرید نیک سرشت ،
دوره 18، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده

سابقه و هدف: بیماری دیابت شایع ترین بیماری متابولیسم غیرطبیعی کربوهیدراتهاست که به علت نقص در ترشح انسولین توسط پانکراس و نقص در عملکرد گیرنده های انسولینی و یا هر دو ایجاد می گردد. در تحقیق حاضر به بررسی اثرات حفاظتی تنگستات سدیم در موش های صحرایی دیابتی شده بر میزان قندخون و تعداد سلول های جزایر لانگرهانس و قطر آنها پرداخته شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 48 موش صحرایی نر نژاد ویستار حدود 250 گرم مورد بررسی قرار گرفتند. گروه شاهد 1 آب و غذای کافی در اختیار داشتند. گروه شاهد 2، موش های دیابتی شده با STZ (60mg/kg)با آب و غذای کافی بودند. گروه تجربی 1 و 2 تنگستات سدیم را به ترتیب در غلظت های 75/1 و 25/2 گرم بر لیتر به مدت 60 روز در آب خوراکی دریافت می کردند. گروه تجربی 3 و 4 تنگستات سدیم را به ترتیب در غلظتهای?.??gr/l،?.??gr/l دو هفته پیش از دیابتی شدن به مدت 60 روز دریافت کردند. گروه تجربی 5 و 6 ابتدا با STZ دیابتی شده و سپس تنگستات سدیم را به ترتیب با غلظت های 75/1 و 25/2 به مدت 60 روز دریافت کردند. در پایان مراحل تیمار، جهت بررسی های بافتی، پانکراس خارج و در فیکساتور بوئن فیکس شد.
یافته ها: سطح گلوگز خون در گروه های تجربی نسبت به گروه شاهد 1 و 2 کاهش معنی داری پیدا کرد(p<0.001) تیمار با تنگستات سدیم در گروه های تجربی 3 و 4 باعث کاهش معنی دار(p<0.01)در میزان قند خون شد. در بررسی های بافتی، افزایش تعداد جزایر لانگرهانس در مدت های تیمار شده با تنگستات سدیم در مقایسه با گروه های شاهد 1 و 2 مشاهده شد.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که پیش درمانی با تنگستات سدیم امکان بهبود و ترمیم جزایر لانگرهانس را می تواند فراهم آورد و از عوارض بیماری دیابت و پیشرفت آن جلوگیری نماید.
هما محسنی کوچصفهانی، کاظم پریور ، مسعود مشهدی اکبربوجار ، الناز گل بوستان،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1388 )
چکیده

سابقه و هدف: تاکنون مطالعات اندکی بر روی کشت قلب جنین موش در شرایط in vitro صورت گرفته است. هدف این تحقیق تعیین مدت زمان امکان نگهداری قلب فعال در محیط کشت و مقایسه میزان رشد و نمو آن تحت شرایط in vitroبا in vivo و تاثیر میدان الکترومغناطیسی وL-Arginine در رشد و نمو قلب و تمایز آن می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، قلب جنین موش های 11 روزه با استفاده از استریومیکروسکوپ جدا شده و به محیط کشت Medium 199 همراه با 15 درصد سرم گاوی منتقل و در انکوباتور واجد 5 درصد دی اکسیدکربن و 95 درصد هوا، در دمای 37 درجه سانتی گراد به مدت 3 روز کشت داده شدند. سپس قلب جدا شده موش ها در گروه های تجربی 1 (تحت اثر میدان الکترومغناطیسی با فرکانس 50 هرتز و شدت 78.3 گوس به مدت 30 دقیقه)، تجربی 2 (تحت تاثیر L-Arginine با غلظت 350 میلی گرم در لیتر یعنی 5 برابر غلظت استاندارد موجود در محیط کشت)، تجربی 3 (به طور همزمان تحت اثر میدان الکترومغناطیسی و(L-Arginine ، شم (تحت شرایط کشت بدون میدان الکترومغناطیسی و بدون (L-Arginine وشاهد (کاملا دست نخورده) قرار گرفتند.
یافته ها: مطالعات مورفولوژیکی و هیستولوژیکی شامل طول و قطر قلب ها، قطر داخلی دهلیز، قطر داخلی بطن، طول دیواره بین دهلیز، طول دیواره بین بطنی، ضخامت دیواره بین دهلیز و ضخامت دیواره بین بطنی کاهش معنی داری را بین گروه های تجربی در مقایسه با گروه شاهد نشان دادند (p<0.001). تعداد گلبول های قرمز هسته دار و بدون هسته خون و نیز تعداد ضربان قلب در گروه های تجربی نسبت به گروه شاهد افزایش معنی داری داشتند (p<0.001).
نتیجه گیری: یافته ها بیانگر اثرات منفی میدان های الکترومغناطیسی و L-Arginine در رشد و نمو قلب جنین موش و اثرات مثبتL-Arginine و میدان های الکترومغناطیسی در افزایش تعداد گلبول های قرمز خون و نیز ضربان قلب می باشند.
نسیم حیاتی رودباری ، کاظم پریور، هما محسنی کوچصفهانی، پریچهر یغمایی ،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1388 )
چکیده

سابقه و هدف: سلول های بنیادی بند ناف به علت دارا بودن توان تمایز به سلول های مختلف، دسترسی آسان و عدم خطر برای فرد دهنده، کاربرد درمانی فراوانی دارند. در این مطالعه، از بند ناف به عنوان منبع اصلی تولید سلول های بنیادی استفاده شد و عصاره شش موش که حاوی فاکتورهای رشد محرک خونسازی تجویز شد تا تمایز به سلول های خونی تحریک شود.
روش بررسی: در این پژوهش بنیادی، کاربردی و عملی، ابتدا سلول های بنیادی از بندناف به وسیله روش هضم آنزیمی جدا شدند و در شرایط کشت مناسب رشد داده شدند. چهار گروه آزمایشی به شرح زیر مورد بررسی قرار گرفتند: گروه های تجربی 1 و 2 که به ترتیب در معرض غلظت های 50 درصد و 70 درصد عصاره شش موش به مدت 7 روز قرار گرفتند، گروه شم که در معرض عصاره شش قرار نگرفتند و فقط به مدت 7 روز کشت داده شدند و گروه شاهد که شامل سلولهای طبیعی خون موش بودند. همه گروههای کشت شده با استفاده از کیت آلکالین فسفاتاز مخصوص سلول های بنیادی بررسی شده و سپس شمارش افتراقی سلول های خونی و اندازه گیری فاکتورهای خونسازی انجام گرفت. از آنالیز واریانس تک عاملی برای بررسی داده ها استفاده شد.
یافته ها: تغییرات معنی داری در نمونه های تجربی 70 درصد عصاره در مقایسه با نمونه های شاهد و شم مشاهده شد، به طوری که سلول های بنیادی مربوط به این گروه به دودمان های اریتروئیدی و میلوئیدی تمایز یافته بودند.
نتیجه گیری: فاکتورهای رشد موجود در عصاره شش می تواند اثر تحریکی بر تمایز سلول های بنیادی بند ناف به سلول های خونی داشته باشد.
هما محسنی کوچصفهانی، محمدعلی بیگدلی، قدرت عبادی مناس، کاظم پریور،
دوره 20، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده

سابقه و هدف: تحقیقات آزمایشگاهی اخیر در مورد سرطان‌های کولورکتال نشان می‌دهد که عصاره گل همیشه‌بهار دارای خاصیت ضدسرطانی بر کشت سلول‌های مشتق شده از کارسینوم کولورکتال می‌باشد. میزان خاصیت مهاری این عصاره در حدود 70 الی 100 درصد بوده است. هدف از این مطالعه ارزیابی آپوپتوزیس سلول‌های دیسپلاستیک کولون متعاقب درمان با عصاره گل همیشه‌بهار می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 56 سر موش صحرائی نر نژاد ویستار با سن 12 هفته و وزن 200-300 گرم انتخاب و به دو گروه مساوی تیمار و شاهد تقسیم گردیدند. برای القاء سرطان کولورکتال از ماده کارسینوژن 1و2-دی متیل هیدرازین به مقدار 40 میلی‌گرم/کیلوگرم به روش تزریق زیرجلدی (2 تزریق در هر هفته، به مدت 2 هفته) استفاده گردید. گروه تیمار علاوه بر دریافت ماده کارسینوژن، عصاره گل همیشه بهار را به میزان 200 میلی‌گرم/ کیلو‌گرم به مدت 10 هفته به روش خوراکی روزانه دریافت نمودند. پس از گذشت 10 هفته، از بافت کولون دیستال هر دو گروه جهت تهیه مقاطع 3-4 میکرونی و انجام رنگ‌آمیزی تانل نمونه‌برداری به عمل آمد.
یافته ها: مطالعات ایمنوهیستوشیمی نشان داد که پدیداری سلول‌های آپوپتوتیک در گروه تیمار نسبت گروه شاهد بیشتر بوده و اختلاف میانگین هر دو گروه از نظر آماری معنی‌دار بود (01/0>p).
نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که عصاره گل همیشه‌بهار توانایی القاء آپوپتوزیس سلول‌های دیسپلاستیک را در کارسینوم کولورکتال تجربی موش صحرائی را دارا می‌باشد.

پریچهر یغمایی، کاظم پریور، هما محسنی کوچصفهانی، افشـین پـیرنیـا،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده

سابقه و هدف: هسته دوشکلی جنسی (SDN =Sexual dimorphic nucleus) دسته یا خوشه ای از سلول ها در ناحیه پری اپتیک هیپوتالاموس است که در تمایز جنسی مغز انسان و دیگر پستانداران نقش کلیدی ایفاء می کند. استرس های مختلف می توانند بر هسته های هیپوتالاموس اثر بگذارند. در این مطالعه، اثر استرس ارتعاش بر روی سیستم آندوکرینی و SDN بررسی شد.
روش بررسی: در این پژوهش تجربی، از رت های نر 15 روزه نژاد ویستار استفاده شد که در 3 گروه شاهد، گروه تجربی 1 و گروه تجربی 2 تقسیم شدند. گروه های تجربی1 و 2 روزانه 15 دقیقه، به مدت 3 هفته به ترتیب تحت ارتعاش با فرکانس 350 mot/min و 500 mot/min با دستگاه شیکر قرار گرفتند. درپایان دوره، خون گیری از قلب جهت سنجش های هورمونی انجام گرفت. برای مطالعه بافتی هیپوتالاموس، مغز رت ها خارج شد و از ناحیه هیپوتالاموس (دو طرف بطن سوم) برش های 14 میکرونی تهیه شد.
یافته ها: سطح هورمون کورتیزول افزایش معنی داری در گروه تجربی 1 (05/0>p) و گروه تجربی 2 (001/0>p)، هورمون تستوسترون کاهش معنی داری در گروه تجربی 2 (01/0>p)، هورمون پروژسترون افزایش معنی داری در گروه تجربی 2 (01/0>p) داشت. استرادیول نیز در گروه های تجربی کاهش داشت که این کاهش معنی دار نبود. در مشاهدات میکروسکوپی، کاهش چشمگیری در تعداد و تراکم هسته های هیپوتالاموسی سوپراکیاسماتیک و پری اپتیک میانی در حیوانات تحت استرس ارتعاش مشاهده شد.
 نتیجه گیری: استرس ارتعاش با ایجاد اختلال در عملکرد محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال (HPA) می تواند باعث کاهش شکل گیری نورون های هیپوتالاموسی یا تخریب این نورون ها شود که می تواند منجر به رفتارهای گرایش به هم جنس شود.

زهرا طهماسبی فرد، ، کاظم پریور، حجت اله ربانی، محمود جدی تهرانی، شیدا همتی،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده

سابقه و هدف: Opticin از دسته پروتئوگلایکان های کوچک غنی از لوسین عمدتاً در چشم انسان یافت می شود. همچنین opticin در سطوح پایینی نسبت به چشم، در بافت های طبیعی مغز، غضروف، کبد و پوست نیز شناسایی شده است. در این مطالعه، بیان opticin در رده‌های سلول های سرطانی انسان بررسی شد.
 روش بررسی: در این پژوهش بنیادی، رده‌های سلول های سرطانی انسان شامل رده سلول A-172 (سرطان مغز)، رده سلول T47D (سرطان غدد پستانی)، رده سلول Paca-2 (سرطان پانکراس)، رده سلول Ej-138 (سرطان مثانه)، رده سلول Calu6 (سرطان ریه)، رده سلول ACHN (سرطان کلیه)، رده سلول SKOV3 (سرطان تخمدان)، رده سلول LS-180 (سرطان روده بزرگ)، رده سلول A-375 (سرطان پوست)، رده سلول PC3 (سرطان پروستات) و رده سلول ) CLL-CIIسرطان لوسمی لنفوسیتی مزمن) با دو روش RT-PCR وWestern blot برای بیان و حضور پروتئین opticin مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: همه رده های سلول های سرطانی به جز A-172 در هر دو سطح mRNA و پروتئین، opticin را بیان کردند. نتیجه گیری: در مطالعه حاضر، رده‌های سلول های سرطانی انسان، بیان opticin را نشان دادند، در حالی که گزارشات قبلی حاکی از عدم بیان opticin در بافت های طبیعی متناظر آنها بود. این پروتئین را می‌توان بعنوان یک مارکر سرطانی در نظر گرفت و تحقیقات آینده می‌تواند بیشتر در زمینه بررسی عملکرد این پروتئین در سرطان زایی معطوف گردد.

پریچهر یغمایی، کاظم پریور، فاطمه جلالوند،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده

سابقه و هدف: ایماتینیب یک مهار کننده تیر وزین کیناز c-kit، bcr-abl و گیرنده فاکتور رشد مشتق از پلاکت می باشد که برای درمان لوسمی میلویید مزمن و تومورهای استرومایی معدی- روده ای مورد استفاده قرار می گیرد. این تحقیق به منظور بررسی تاثیر مصرف ایماتینیب در دوران بارداری و تاثیر آن بر رشد و نمو جنین انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، ایماتینیب در دوزهای 7، 12، 22، 50 و 100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن در روزهای 1 تا 14 بارداری به موش های صحرایی نژاد ویستار باردار گاواژ گردید و به گروه شاهد آب مقطر خورانده شد. رت های باردار به دو گروه تقسیم شدند. در گروه اول در روز 18 بارداری جنین ها خارج شدند و سر جنین ها برای مطالعه هیستولوژیکی در فرمالین فیکس شد. نمونه ها در پارافین قالب گیری و برش فرونتال تهیه شد. رنگ آمیزی نمونه ها با هماتوکسیلین - ائوزین صورت گرفت. در گروه دوم جنین ها متولد شدند و وزن جنین ها و تعداد جنین های زنده و مرده بررسی شد. بعد از بالغ شدن جنین ها، تست یادگیری به منظور بررسی تاثیر ایماتینیب روی حافظه و یادگیری با روش یادگیری احترازی غیر فعال با استفاده از دستگاه شاتل با کس انجام شد.
یافته ها: مطالعات هیستولوژیکی نشانه ای از تراتوژن بودن ایماتینیب روی رشد و نمو استخوان های فرونتال و پاریتال را نشان نداد. ایماتینیب در دوز 100 میلی گرم بر کیلوگرم باعث کاهش وزن (001/0>p) و افزایش مرگ و میر جنین ها شد (01/0>p). این دارو در دوز 7، 12، 22 و 50 میلی گرم باعث کاهش حافظه و یادگیری جنین ها شد (05/0>p).
نتیجه گیری: مصرف ایماتینیب در طول بارداری می تواند رشد و نمو و میزان حافظه و یادگیری جنین ها را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین پیشنهاد می شود زنانی که تحت درمان با این دارو قرار دارند، باید در طول مصرف دارو از بارداری جلوگیری نمایند.

کاظم پریور، پریچهر یغمایی، سحر سخاوتی،
دوره 20، شماره 3 - ( پاييز 1389 )
چکیده

سابقه و هدف: فیناستراید ترکیب 4-آزاستروئید، بازدارنده اختصاصی α5- ردوکتاز تیپ II می‌باشد که تستوسترون را به α5-دی هیدروتسترسترون تبدیل می‌کند. در تحقیق حاضر، تأثیر دوز انسانی فیناستراید بر تعداد سلول ها، قطر و ضخامت توبول های بیضه، پروستات و اپیدیدیم موش نر نژاد NMRI بالغ در شرایط in vivo و in vitro بررسی شد.
 روش بررسی: در این مطالعه تجربی، در شرایط in vivo، 18 موش به 3 گروه شش تایی تقسیم شدند: شاهد (بدون تیمار)، شم (تیمار با سرم فیزیولوژی) و آزمون (تیمار با فیناستراید). تیمار به صورت تزریق درون صفاقی به میزان 5 میلی گرم بر کیلوگرم در روز به مدت 7 روز صورت گرفت. در شرایط in vitro، بیضه‌، پروستات و اپیدیدیم های 18 سر موش به 3 گروه شش تایی شاهد (فیکساسیون با بوئن بدون تیمار)، شم (تیمار با سرم فیزیولوژی) و آزمون (تیمار با فیناستراید بصورت کشت با 5 میلی گرم بر کیلوگرم در روز به مدت 3 روز) تقسیم شدند. داده‌ها با نرم افزار SPSS 11، آنالیز آماری one way ANOVA و آزمون Tukey بررسی شدند و 05/0>p معنی‌دار تلقی شد.
یافته ها: در شرایط in vivo، فیناستراید کاهش معنی داری را در تعداد سلول های اسپرماتوژنیک (به استثنای سلولهای سرتولی) و قطر توبول های بیضه نسبت به گروه شاهد ایجاد نکرد. در شرایط in vitro، تغییرات معنی‌داری وجود داشت. تحت هر دو شرایط، کاهش معنی‌داری در قطر و ضخامت توبول های پروستات نسبت به گروه شاهد مشاهده شد. قطر و ضخامت توبول های اپیدیدیم در شرایط in vivo تغییری نکرد، اما در شرایط in vitro نمونه‌های آزمون و شم کاهش معنی داری داشتند.
نتیجه گیری: فیناستراید در طولانی‌ مدت یا دوزهای بالا یا شرایط in vitro تأثیر بهتری دارد.
محمد نبیونی، کاظم پریور، هما محسنی کوچصفهانی، جواد رسولی،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1390 )
چکیده

سابقه و هدف: مایع مغزی- نخاعی(CSF) حاوی فاکتورهای رشد و نوروتروفیک متعددی می‌باشد که آن را به عنوان عامل تنظیم کننده neurogenesis و تکثیر سلولی مطرح می‌سازد. سلول‌های PC12 که به عنوان مدل تمایز نورونی در invitro استفاده می گردند، در پاسخ به NGF، FGF، EGF و GDNF به نورون‌های شبه سمپاتیک تمایزمی یابند.
روش بررسی:
CSF از ناحیه Cisterna magna جنین‌های rat (بین روزهای 17 تا 20) گرفته شد. سلول‌های PC12 در محیط RPM-1640 با FBS 10 درصد کشت شدند. توانایی حیات و تکثیر سلولی توسط تست MTT اندازه گیری شد. بیان مارکرهای تمایز عصبی (MAP-2 و β-III tubulin) توسط ایمونوسیتوشیمی بررسی شد.
یافته ها:
پروتئین‌های M‏AP-2 و β-III tubulinدر گروه‌های حاوی C‏SF جنینیE17 وE19 بیان شدند، در حالی که در گروه کنترل بیان نشدند. توانایی حیات و تکثیر سلولی به طور معنی‌داری در سلول‌های کشت شده در محیط حاوی CSFجنینی E18 در مقایسه با سلول‌های محیط کنترل افزایش یافت. نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق در راستای مطالعات قبلی می‌باشد که نقش فاکتورهای نوروتروفیک CSF را در تمایز نورونی آشکار می‌سازد. ما در این تحقیق، تمایزعصبی سلول‌های PC12 به القای CSF را به محتوای آن به ویژه فاکتورهای رشد آن نسبت می‌دهیم

کاظم پریور، سید مرتضی سیفتی، جلال کوچمشگی، مهرداد هاشمی،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1390 )
چکیده

سابقه و هدف: تعدد جهش در ژن PAH ‌ (عامل PKU) باعث میشود که در بسیاری از موارد تشخیص جهش بیماری‌زا امکان‌پذیر نباشد. در این موارد برای شناسایی ناقلین از پلی مورفیسم‌های درون و نزدیک ژن PAH استفاده می‌شود. VNTR (Variable Number of Tandem Repeat) یکی از مارکرهای چند آللی ژن PAH می باشد. در این مطالعه، فراوانی و توزیع آلل‌های VNTR ژن PAH در کلیه مبتلایان PKU شناخته شده استان یزد تا ابتدای سال 1387 مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: 24 نفر شامل 9 فرد مبتلا به PKU و خواهران و برادران سالم و والدین آنها مورد ارزیابی قرار گرفتند. پس از استخراج DNA از خون افراد، قطعه حامل VNTR ژن PAH به کمک روش PCR تکثیر و با تکنیک الکتروفورز بررسی شد.
یافته ها: در مجموع 6 نوع آلل VNTR در جمعیت PKU استان یزد دیده شد که تنها 4 آلل آن در کروموزوم‌های جهش یافته وجود داشت. آلل‌های دارای 3، 7، 8 و 12 تکرار به ترتیب با فراوانی 5/5، 11، 78 و 5/5 در کروموزوم های جهش یافته و آلل های دارای 3، 7، 8، 9، 11 و 12 تکرار به ترتیب با فراوانی20، 20، 33، 13، 7 و 7 در کروموزوم های سالم مشاهده شدند. PIC برای جمعیت مورد بررسی 63 درصد بدست آمد.
نتیجه گیری: PIC محاسبه شده برای جمعیت مورد بررسی نشان می‌دهد که در این منطقه در بیش از دو سوم موارد با بررسی مارکر VNTR امکان تشخیص ناقلین در بستگان بلافصل وجود دارد.

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

فصلنامه علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد پزشکی تهران Medical Science Journal of Islamic Azad Univesity - Tehran Medical Branch
Persian site map - English site map - Created in 0.12 seconds with 42 queries by YEKTAWEB 4745