38 نتیجه برای آموزش
فراهانی بهناز، صفوی محبوبه، صالحی شیوا،
دوره 14، شماره 2 - ( 9-1383 )
چکیده
سابقه و هدف: سرطان یک بیماری جهانی است که افراد را بدون توجه به نژاد، جنس، وضعیت اجتماعی اقتصادی یا فرهنگی با اشکال و شدتهای مختلف درگیر می کند. گروهی معتقدند عوارض جانبی درمان به نسبت بیماری و خود درمان مخرب تر و ویران کننده تر بوده و باعث ایجاد مشکلات فیــزیکی و روانی که مخــل آرامش بیمار و خانواده است، می شود. آموزش به بیمار، خانواده و مراقبین وی درباره شیمی درمانی، پیشگیری و کنترل عوارض جانبی از عملکردهای اولیه پرستار است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش مراقبت از بیمار بر میزان دانش، درک و کاربرد دانش مراقبین بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی مراجعه کننده به بیمارستانهای وابسته به دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران صورت گرفت.
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی بود که 42 نفر از مراقبین بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی در 3 درمانگاه وابسته به دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران ( از هر مرکز دانشگاهی یک بیمارستان) به طور تصادفی تدریجی انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که توسط مراقبین و با حضور پژوهشگر تکمیل می شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که اکثریت مراقبین مورد مطالعه (4/71%) قبل از اجرای برنامه آموزشی از دانش متوسط و پس از آموزش، همه آنها (100%) از دانش خوبی برخوردار بوده و درک اکثریت مراقبین (4/52%) قبل از آموزش در سطح متوسط و بعد از آموزش، اکثریت آنها (5/90%) از درک خوبی برخوردار بودند. کاربرد اکثریت مراقبین (3/64%) قبــل از آموزش ضعیف و بعـداز آموزش اکثر آنها (7/85%) از کاربرد خوبی در زمینه مراقبت جسمی از بیمار برخوردار بودند. در تمامی موارد فوق اختلاف قبل و بعد از آموزش معنی دار بود.
نتیجه گیری و توصیهها:مطالعه حاضر لزوم یک برنامه ریزی منسجم در خصوص آموزش به مراقبین بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی را نشان می دهد.
دهداری طاهره، هاشمی فرد طاهره، حیدرنیا علیرضا، کاظم نژاد انوشیروان،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
سابقه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی تداوم تاثیرآموزش بهداشت بر کیفیت زندگی بیماران با عمل جراحی بای پاس عروق کرونر انجام شده است.
مواد و روشها: در این پژوهش70 بیمار با تشخیص آترواسکلروز عروق کرونر، که جهت انجام عمل جراحی بای پاس عروق کرونر بستری شده بودند، به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. در پایان سال اول 7 بیمار از مطالعه خارج شدند و بطور کلی 63 بیمار در مدت یک سال در مطالعه بودند. در مرحله بعد پرسشنامه اطلاعات دموگرافیکی و پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی Nattingham Health Profile برای هر دو گروه تکمیل شد. برای گروه آزمون برنامه ریزی آموزشی مطابق با مدل میکو انجام گردید. جهت فاز دوم مدل برنامه ریزی آموزشی میکو آگاهی، نگرش و عملکرد دو گروه توسط پرسشنامه مورد سنجش قرار گرفت. پس از اجرای برنامه آموزشی بیماران به مدت یکماه و یکسال بعد پیگیری شدند و مجددا برای دو گروه پرسشنامه ها تکمیل شد. داده های پژوهش توسط نرم افزار آماریSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای مشخص شدن تداوم تاثیر آموزش بر کیفیت زندگی بیماران از Reapeated Measurement ANOVAاستفاده شد.
یافته ها: کیفیت زندگی محاسبه شده با پرسشنامه NHP در ابعاد انرژی، خواب و انزوای اجتماعی در گروه آزمون از روند معنی داری در مقایسه 3 مقطع زمانی نسبت به گروه شاهد برخوردار بود.
نتیجه گیری: مطالعه نشان داد که آموزش بهداشت دارای تاثیر مداوم بر کیفیت زندگی بیماران با عمل جراحی بای پاس عروق کرونر بود.
دکتر محمد صاحب الزمانی، دکتر محبوبه صفوی، سیده ربابه ریاضی،
دوره 15، شماره 4 - ( 9-1384 )
چکیده
سابقه و هدف: دوستی با جنس مخالف به عنوان یک نیاز برای نوجوانان مطرح است، اما از آنجایی که در کشور اسلامی این دوستی ها منع شده است، خانواده ها، مسئولین مدارس و نیروی انتظامی گاه برخوردهای شدیدی به خاطر صحبت تلفنی یا قرار درخیابان با نوجوانان می کنند که منجر به پنهانی شدن این روابط همراه با اضطراب، خشم، افسردگی و. . . می شود که می تواند زمینه ای برای بیماریهای روانی و اخلاقی شود. آموزش می تواند با تغییر نگرش و افزودن آگاهی آنان باعث تغییر در رفتارهای نامناسب در دوستی باجنس مخالف گردد.
روش بررسی: این پژوهش یک تحقیق نیمه تجربی است که در 90 نفر از دانش آموزان دختر پایه اول و دوم از دو دبیرستان (گروه مورد و شاهد) منطقه 14 تهران که بطور تصادفی خوشه ای انتخاب شده بودند، انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای است که توسط دانش آموزان گروه مورد قبل و بعد از آموزش (6 جلسه آموزش90دقیقه ای به روش بحث گروهی) و گروه شاهد در دو مرحله تکمیل گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد در آزمون اول بیشترین درصد واحدهای مورد پژوهش در هر دو گروه دارای نگرش و آگاهی متوسط بوده اما بعد از آموزش بیشترین درصد واحدهای مورد پژوهش در گروه مورد نمره نگرش مناسب کسب کردند (001/0p< )، در حالی که درگروه شاهد تفاوت معنی داری در آزمون مرحله دوم مشاهده نشد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نیاز به اجرای برنامه های آموزشی منظم و موثر را جهت ارتقا سطح آگاهی و نگرش
دانش آموزان درباره حدود دوستی با جنس مخالف مورد تایید قرار می دهد.
علی دواتی، آناهیتا علی خواه، مریم صفابخش ، رضا قره باغی ، محمدحسین رزاقی، مریم مهری ، پریسا خواجویی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
سابقه و هدف: بیماریهای قلبی عروقی به عنوان مهمترین عامل مرگ و میر در اکثر جوامع شناخته شده اند. در کشورهای در حال توسعه بار بیماری قلبی و عروقی رو به افزایش است. با توجه به اینکه عوامل بوجود آورنده بیماریهای قلبی و عروقی چند عاملی است شناخت این عوامل می تواند نقش بسزایی در سلامت جامعه داشته باشد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش بر آگاهی اولیای دانش آموزان درباره عوامل خطر بیماریهای قلبی و عروقی صورت پذیرفت.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مداخله ای بود که در منطقه 13 آموزش و پرورش تهران صورت پذیرفت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که طی یک مطالعه مقدماتی (Pilot study) و به کمک افراد صاحب نظر پایایی و روایی آن مورد تایید قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از تستهای آماری paired -t test , ANOVA و ضریب همبستگی استفاده شد.
یافته ها: 432 نفر در مطالعه شرکت کردند که میانگین سن آنها 34.6±5.9 سال بود. %89.1 افراد خانه دار بودند. بین نمره امتیازات آگاهی افراد قبل و بعد از آموزش اختلاف معنی داری وجود داشت (p<0.05).
نتیجه گیری: آگاهی افراد در زمینه عوامل خطر بیماری قلبی عروقی در سطح قابل قبولی قرار ندارد و افزایش آگاهی افراد طی برنامه های آموزشی باید در اولویت برنامه های بهداشتی قرار گیرد تا به عملکرد مناسب منجر گردد.
محبوبه قربانی ، سیدمصطفی حسینی، وحید خوری،
دوره 17، شماره 3 - ( 6-1386 )
چکیده
سابقه و هدف: امروزه با توجه به پلی فارماسی و میانگین بالای تجویز دارو در نسخ، تداخلات دارویی از اهمیت بالایی برخوردار هستند. تحقیق حاضر جهت بررسی اثرات آموزش چهره به چهره در کاهش تداخلات دارویی نسخ بیمه ای پزشکان در پاییز و زمستان سال 1385-1384نجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش مداخله ای (نیمه تجربی)، کلیه پزشکانی که در نسخ بیمه ای خود تداخلات دارویی داشتند، بررسی شدند. ابتدا با مراجعه به کمیته کنترل نسخ، نسخه پزشکان از نظر تداخلات دارویی بررسی شد و سپس با مراجعه به مطب پزشکان، آموزش های لازم (آموزش چهره به چهره، بازخورد اطلاعات و چاپ جزوه آموزشی) درباره تداخلات دارویی موجود در نسخ آنها داده شد. پس از اجرای برنامه آموزشی، نسخ پزشکان طی یک دوره 3 ماهه بعد از آموزش، مجددا از نظر وجود تداخلات دارویی بررسی شد. میانگین درصد تداخلات دارویی و آگاهی پزشکان در ارتباط با تداخلات دارویی مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: فراوانی تداخلات دارویی در بین پزشکان 49/8 درصد بود. فراوانی تداخل دارویی متوسط نسبت به شدید و خفیف بیشتر بود. تداخلات دارویی شدید از 6/1 درصد قبل از آموزش به 24/0 درصد بعد از آموزش کاهش یافت و این کاهش معنی دار در تداخل متوسط و خفیف نیز دیده شد (P<0.001). هم چنین بعد از آموزش، افزایش معنی داری در آگاهی پزشکان در زمینه مکانیسم وقوع، دسته بندی فارماکولوژیک و درمان تداخل مشاهده شد (P<0.001).
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر اهمیت آموزش فعال در کاهش درصد تداخلات دارویی در نسخ پزشکان و تاثیر آموزش در افزایش آگاهی پزشکان در مورد تداخل دارویی میباشد.
محمد صاحب الزمانی، فرنوش رشوند ،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1387 )
چکیده
سابقه و هدف: با توجه به عوارض و مشکلات ناشی از بیماری مولتیپل اسکلروزیس (MS) و لزوم آموزش و مداخلات مناسب جهت افزایش کیفیت زندگی بیماران، در مطالعه حاضر نیازهای آموزشی بیماران مبتلا به MS عضو انجمن MS ایران در سال 1386بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، 174بیمار مراجعه کننده به انجمن MS ایران بطور تصادفی آسان انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش فرم پرسش نامه بود که در 4 بخش تنظیم گردید.
یافته ها: اکثر بیماران (??.? درصد) در گروه سنی 39-32 سال، (??.? درصد) زن و (??.? درصد) متاهل بودند و??.? درصد آنها سابقه ابتلا به بیماری کمتر از 3 سال داشتند.??.? درصد بیماران احساس نیاز به آموزش در حد بالا داشتند،?.? درصد نیاز به آموزش در حد بالا در مورد ماهیت بیماری داشتند، 94 درصد در مورد مشکلات جنسی نیاز به آموزش داشتند، ??.? درصد در مورد روش های کنترل اضطراب نیاز به آموزش داشتند و??.? درصد در مورد مشکلات تهیه دارو نیاز به آموزش داشتند. هم چنین بین نیاز آموزشی در حیطه جسمی و تحصیلات (???/?=P)، بین نیاز آموزشی در حیطه روحی روانی و تحصیلات (???/?=P)، بین نیاز آموزشی در حیطه روحی روانی و پذیرش بیماری (???/?=P)، بین نیاز آموزشی در حیطه جسمی و دفعات بستری (???/?=P) و بین نیاز آموزشی در حیطه روحی روانی و دفعات بستری ارتباط معنی داری وجود داشت (???/?>P).
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که برخی صفات مشخصه سبب شدت یافتن نیاز آموزشی می شود و بیماران در حیطه جسمی نسبت به حیطه روحی-روانی و اجتماعی-اقتصادی نیاز آموزشی بیشتری داشتند که لزوم توجه به این حیطه مشخص می شود.
حسین جباری بیرامی ، فریبا بخشیان ،
دوره 18، شماره 4 - ( 9-1387 )
چکیده
سابقه و هدف: با توجه به کثرت مراجعین به واحدهای سرپایی زنان و مامایی و وجود شواهد متعدد مبنی بر سهل انگاری در موازین کنترل عفونت، انجام مداخلات آموزشی کارامد با هدف بهبود عملکرد واحدهای سرپایی در راستای پیشگیری از انتقال عفونت ضروری است. این مطالعه دو شیوه آموزشی حضوری همراه با تحویل متون چاپی و تحویل متون چاپی صرف را مقایسه می کند.
روش بررسی: در این پژوهش مداخله ای، متخصصین زنان و ماماهای شهر تبریز از هر دو بخش دولتی و خصوصی مورد بررسی قرار گرفتند. پس از جمع آوری داده ها در مرحله اول مداخله آموزشی اجرا و نتایج دو روش بعد از سه ماه مجددا تکرار گردید که از نمونه های مرحله دوم 81فرد به روش حضوری و 67 فرد غیر حضوری اموزش دیده بودند. ابزار پژوهش پرسش نامه و چک لیست و نمونه برداری میکروبی بود.
یافته ها: کنترل فور یا اتوکلاو، استفاده از اسپکولوم یک بار مصرف، تهیه گندزدا با غلظت صحیح و کاهش نمونه های مثبت در شیوه متون چاپی بیشتر مورد توجه قرار گرفته بود. اما در کنترل زمان و دمای اتوکلاو و فور و رعایت زمان ماندن اقلام در گندزدا شیوه آموزشی اول موثرتر بود. در غالب موارد ارایه متون چاپی تاثیر زیادی در مقایسه با شیوه اول داشتند و در کل امتیاز عملکرد واحدها از 65 درصد مرحله اول به 78 درصد با شیوه آموزش اول و 80 درصد با شیوه دوم به صورت معنی داری در مرحله دوم افزایش یافت.
نتیجه گیری: یافته ها با مطالعات قبلی از نظر کوتاهی در رعایت موازین کنترل عفونت هم خوانی دارد. هم چنین تاثیر کمتر سخنرانی در نشست ها را همانند سایر مطالعات در تغییر رفتار نشان داد. در نتیجه سیاست گذاری و اجرای خط مشی های پایش و نظارت مداوم در کنار برنامه های آموزش مداوم کارامد برای بهبود وضعیت توصیه می گردند.
امیر تابشیان، فرح فیروزه،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
سابقه و هدف: تشخیص و درمان به موقع سرطان امری حیاتی است. سرطان دهانه رحم یکی از شایع ترین سرطان ها در زنان و از معدود سرطان هایی است که می توان آن را در مرحله پیش از بروز بدخیمی تشخیص داد. در این مطالعه، تاثیر آموزش بهداشت در انجام آزمون پاپ اسمیر برای پیشگیری از بیماری های سرطان دهانه رحم در معلمین مدارس شهرستان اصفهان بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی، چهار متغیر آموزش، آگاهی، نگرش و عملکرد 150 زن معلم درباره آزمایش پاپ اسمیر مورد بررسی قرار گرفت. پژوهشگر یک موقعیت خاص را که همان اجرای برنامه آموزش بهداشت بود، ایجاد نموده و طی دو مرحله در قبل و بعد از اجرای آموزش بهداشت آزمون صورت گرفت و تاثیر آموزش بر متغیرهای مذکور ارزیابی شد.
یافته ها: میانگین نمرات آگاهی و نگرش در قبل و بعد از آموزش بهداشت تفاوت معنی داری با هم داشتند (p<0.05)، اما بین میانگین نمرات عملکرد در قبل و بعد از آموزش بهداشت اختلاف معنی داری مشاهده نشد (NS).
نتیجه گیری: آموزش بهداشت در ارتقا سطح آگاهی و تغییر یا ایجاد نگرش مثبت تاثیر دارد، هرچند در ارتقا سطح عملکرد تاثیر معنی داری را نشان نداد. این پژوهش ضرورت آموزش بهداشت و سلامت دستگاه تناسلی زنان را از طریق پزشکان و سایر منابع اطلاع رسانی، نظیر رادیو و تلویزیون، پیشنهاد می کند.
میترا پارسی نیا ، پریدخت اشکواری ، غلامرضا بابایی ،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
سابقه و هدف: هرگونه برنامه ریزی و آموزش در زمینه کنترل جمعیت، نیاز به مشارکت واقعی مردم دارد. این موضوع زمانی میسر می شود که شناخت کافی از آگاهی و نگرش گروه های مختلف اجتماعی وجود داشته باشد. در این مطالعه، تاثیر آموزش درس تنظیم خانواده در آگاهی و نگرش دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی نسبت به تنظیم خانواده بررسی شد.
روش بررسی:در این مطالعه توصیفی، 200 دانشجو (100 دختر و 100 پسر) به صورت تصادفی در سال 86ـ1385 انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه طی مدت شش ماه (قبل از شروع درس تنظیم خانواده و پس از اتمام درس) جمع آوری گردید.
یافته ها: یافته ها اختلاف معنی داری را از نظر میانگین نمره آگاهی قبل و بعد از آموزش نشان داد (p<0.005). میانگین نمره نگرش قبل از آموزش 1.10±3.32 و بعد از آموزش 0.99±3.68 بود (p<0.005). بین میانگین نمرات مربوط به آگاهی و نگرش با ورودی های سال های مختلف، وضعیت تاهل، سن افراد و دانشکده ها و رشته های مختلف اختلاف معنی داری وجود داشت (p<0.005). در عوض، بین میانگین نمرات مربوط به آگاهی و نگرش در دختران و پسران تفاوت معنی داری یافت نشد. هم چنین بین میزان آگاهی و نگرش دانشجویان با نوع مدرک تحصیلی استاد درس تنظیم خانواده نیز اختلاف معنی داری دیده نشد.
نتیجه گیری: توصیه می شود که آموزش درس تنظیم خانواده از سال های آخر دبیرستان آغاز شود. نتایج موید این نکته است که حتی با برنامه های آموزشی کوتاه مدت امکان تغییر نگرش های بهداشتی افراد وجود دارد.
دیانا هکاری، رحمت محمدزاده،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
سابقه و هدف: آموزش به بیمار باید به عنوان یکی از حقوق بیمار نگریسته شود تا رفتار مطلوب بهداشتی با سه هدف عمده حفظ و ارتقاء سلامتی و پیشگیری از بیماری، اعاده سلامتی و کمک به تطابق و سازگاری فرد حاصل گردد. پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت آموزش به بیمار در دانشجویان پرستاری و پرستاران شاغل و بررسی عوامل تاثیرگذار در آن صورت گرفت.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی - مقطعی است که در آن 352 پرستار و 241 دانشجوی پرستاری بررسی شدند. روش نمونهگیری به صورت تصادفی طبقهای و ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای شامل اطلاعات فردی و عوامل تاثیرگذار بود.
یافته ها: 6/65 درصد پرستاران و 1/53 درصد دانشجویان زیاد بودن تعداد بیماران، 8/62 درصد پرستاران و 5/48 درصد دانشجویان کمبود وقت پرستار، 3/56 درصد پرستاران و 6/55 درصد دانشجویان کمبود پرسنل بخش، 9/40 درصد پرستاران و 8/37 درصد دانشجویان عدم وجود وسایل کمک آموزشی، 5/29 درصد پرستاران و 2/38 درصد دانشجویان عدم همکاری و هماهنگی بین اعضاء مختلف تیم بهداشتی – درمانی، 29 درصد دانشجویان عدم اختصاص زمان معین برای آموزش به بیمار، 6/38 درصد عدم علاقه پرستار نسبت به امر آموزش، 5/36 درصد عدم حمایت مدیران پرستاری از آموزش به بیمار و 1/36 درصد کمبود آگاهی و اطلاعات پرستار نسبت به موارد آموزشی را از موانع آموزش به بیمار برشمردند. میانگین نمرات پرستاران و دانشجویان اختلاف معنیداری با هم داشت (001/0>p).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش بر تلاش مشترک مسئولین، مدیران بیمارستانها و دانشکدههای پرستاری در رفع موانع و تقویت تسهیل کنندهها تاکید می گردد تا پرستاران ضمن کسب مهارتها، علوم و دانشهای موردنیاز در امر آموزش به بیمار، به عنوان افرادی قابل اعتماد که میتوانند برنامههای آموزش به بیماران را طرح، اجرا و ارزشیابی کنند، مطرح گردند.
محمد صاحب الزمانی، آسیه سلحشوران فرد، علیرضا اکبرزاده، رباب محمدیان،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1390 )
چکیده
سابقه و هدف : در ایران کمتر در مورد دیدگاه دانشجویان و مربیان پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی در مورد عوامل بازدارنده و تسهیل کننده آموزش بالینی اثربخش مطالعهای صورت گرفته است. هدف این مطالعه مقایسه دیدگاه دانشجویان و مربیان پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی در مورد عوامل تسهیل کننده و بازدارنده آموزش بالینی اثربخش است.
روش بررسی : در یک مطالعه توصیفی-مقایسهای تمامی دانشجویان پرستاری ( 121 نفر) و مربیان پرستاری (21 نفر) دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه بررسی شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. جهت تعیین اعتبارپرسشنامه از اعتبار محتوی و جهت پایایی ابزار از روش ثبات درونی (آلفای کرونباخ) استفاده شد. پرسشنامهها با روش خود گزارشدهی تکمیل شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS ویرایش 13 و آزمون من- ویتنی U انجام گرفت.
یافته ها: از دیدگاه 21 مربی و 121 دانشجو عوامل تسهیل کننده و بازدارنده در ابعاد خصوصیات فردی دانشجویان ومربیان، محیط بالین، برنامهریزی آموزش و ارزشیابی بالینی نقش مهمی در آموزش بالینی اثربخش داشتنند. بین دیدگاه دانشجویان و مربیان پرستاری در مورد عوامل تسهیل کننده آموزش بالینی اثربخش تفاوت آماری معنیداری وجود داشت (03/0= p ). از سوی دیگر، بین دیدگاه دانشجویان و مربیان پرستاری در مورد عوامل بازدارنده آموزش بالینی اثربخش تفاوت آماری معنیداری وجود نداشت (08/0= p ).
نتیجه گیری : این یافتهها نشان دهنده اهمیت عوامل تسهیل کننده و بازدارنده آموزش بالینی از دیدگاه مربیان و دانشجویان پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی است. توجه به این عوامل میتواند نقش مهمی در بهبود کیفیت آموزش بالینی دانشجویان پرستاری داشته باشد .
محبوبه صفوی، سید حسین یحیوی، مهتاش پور رحیمی،
دوره 22، شماره 2 - ( 3-1391 )
چکیده
سابقه و هدف: تغذیه سالم و فعالیت جسمی منظم، از رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت هستند، لذا تشویق نوجوانان برای ایجاد رفتارهای تغذیهای سالم وانجام فعالیتهای ورزشی منظم ازاولویتهای بهداشت عمومی جامعه است. این پژوهش به منظور تعیین تاثیر آموزش رفتارهای تغذیهای و فعالیتهای ورزشی بر خودکارآمدی دانشآموزان مدارس راهنمایی شهر کرمان انجام گرفت.
روش بررسی: در این پژوهش نیمه تجربی، تعداد 120 نفر از دانشآموزان مقاطع اول تا سوم مدارس راهنمایی دولتی و غیرانتفاعی به روش تصادفی– خوشهای چند مرحلهای انتخاب و سپس به دو گروه تجربی و شاهد تقسیم گردیدند. ابزارگردآوری دادهها پرسش-نامه بود. ابتدا آزمون اولیه به عمل آمد. سپس 8 جلسه 60 دقیقهای برنامه آموزشی در مورد تغذیه سالم و فعالیتهای ورزشی و اهمیت آنها، به روش سخنرانی، پرسش و پاسخ و در اختیار قرار دادن جزوه آموزشی برای گروه تجربی اجرا گردید. سپس دادهها در قبل و بعد از مداخله در گروه تجربی با گروه شاهد مقایسه شدند و برای دستیابی به اهداف پژوهش، از روشهای آماری t زوجی، مان ویتنی- U، ویلکاکسون، کایدو، فیشر و تیمستقل استفاده گردید.
یافتهها: بین خودکارآمدی کلی در تمام حیطههای رفتارهای تغذیهای، گروه تجربی با میانگین 59/10±92/38 و گروه شاهد 33/0±78/1- و خودکارآمدی کلی فعالیتهای ورزشی، گروه تجربی با میانگین 01/6±97/15 و گروه شاهد 5/1±87/0-، اختلاف معنیدار آماری وجود داشت (0001/0=p) و در زمینه ارتقاء خودکارآمدی به دنبال آموزش رفتارهای تغذیهای و فعالیتهای ورزشی نیز اختلاف آماری معنیداری بین دو گروه تجربی وشاهد دیده شد (0001/0=p).
نتیجهگیری: : آموزش رفتارهای تغذیهای و فعالیتهای ورزشی برخودکارآمدی دانشآموزان تاثیر مثبت دارد، لذا انجام مداخلات آموزشی جهت ارتقاء خودکارآمدی در زمینههای مختلف بهداشتی و پیشگیری ضروری است.
مهناز کنگرلو، فرح لطفیکاشانی، شهرام وزیری،
دوره 22، شماره 3 - ( 6-1391 )
چکیده
سابقه و هدف: اختلال بیش فعالی و کمبود توجه (ADHD) از شایعترین اختلالهای رفتاری در دوران کودکی است. به دلیل تنوع مشکلات کودکان بیش فعال، شیوههای درمانی متفاوتی نظیر دارودرمانی و رفتاردرمانی برای درمان این کودکان به کار رفته است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر آموزش والدین در کاهش مشکلات کودکان مبتلا به این نوع اختلال میباشد.
روش بررسی: تحقیق حاضر با استفاده از روش آزمایشی (طرح پیشآزمون-پسآزمون) و روش نمونهگیری دردسترس صورت پذیرفت. 32 نفر از والدین دانشآموزان پسر مبتلا به بیشفعالی در چهار دبستان پسرانۀ منطقۀ چهار دراین تحقیق شرکت کردند که 18 نفر از والدین به طور تصادفی در گروه آزمایش قرار گرفتند و در ده جلسه دو ساعته آموزشی حضور یافتند و 14 نفر دیگر در گروه کنترل قرار گرفتند که جلسات آموزشی برای آنان برگزار نشد. آزمون با استفاده از پرسشنامه راتر (1967) در پیش و پس ازپایان جلسات در هر دوگروه انجام شد. سپس دادهها به کمک آمارههای توصیفی و با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین پرخاشگری در کودکان قبل از آموزش والدین 61/7 و پس از آموزش به 32/6 رسید، ولی در کودکانی که والدین آنان آموزشی دریافت نکردند کاهش مشکلات رفتاری دیده نشد. به عبارتی، در گروه آزمایشی کاهش قابل توجهی در خصوص مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به بیشفعالی، نسبت به گروه کنترل، دیده شد (001/0>P).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که آموزش اصول رفتاری به والدین، در کاهش رفتارهای ایذایی کودکان مبتلا به بیشفعالی میتواند مؤثر واقع شود.
سمیره صداقت، امید مرادی، حمزه احمدیان،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
سابقه و هدف: پرخاشگری یکی از مشکلات مهم دوره نوجوانی است که پیامدهای منفی همچون تصویر ذهنی منفی در میان همسالان و آموزگاران، طرد از سوی همسالان، افت تحصیلی، مصرف مواد، مشکلات ارتباطی با خانواده و بزهکاری را در پی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی شناختی رفتاری کنترل خشم بر پرخاشگری دانش آموزان دختر پرخاشگر صورت گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش نیمهآزمایشی در قالب طرح پیش آزمون- پسآزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر بانه (1519 نفر) در سال تحصیلی 92- 91 بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 40 نفر از دانش آموزان دختر پرخاشگر پایه سوم مقطع متوسطه بانه انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه پرخاشگری باس و پری بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقهای و به صورت هفتگی تحت آموزش قرار گرفتند. برای تحلیل دادهها از آزمون آماری تحلیل کوواریانس یکطرفه استفاده شد.
یافتهها: آموزش گروهی شناختی رفتاری کنترل خشم به طور معنیداری پرخاشگری کلی دانش آموزان دختر پرخاشگر را کاهش داده است (001/0 p<).
نتیجهگیری: این پژوهش نقش و تاثیر آموزش گروهی شناختی رفتاری را بر کاهش پرخاشگری دانش آموزان دختر مورد تایید قرار میدهد
زهری ظفری ، امیدعلی حسین زاده ،
دوره 25، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
سابقه و هدف: شالوده افزایش بهرهوری در دانشگاهها مستلزم تاکید بر اعضای هیئت علمی از نظر کیفی و به روز نشدن افراد در حرفهشان، با توجه به کیفیت بخشی به دوره روش تدریس پیشرفته است. این تحقیق با هدف تحلیل محتوای دوره روش تدریس پیشرفته در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران و مقایسه آن با سرفصلهای مصوب انجام گرفت.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی، جامعه آماری شامل تمامی اعضای هیات علمی و متخصصین گروه علوم تربیتی (110 نفر) بود. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 86 نفر محاسبه شد که به روش تصادفی طبقهای نسبتی انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید و پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ 839/0 به دست آمد. برای تحلیل دادههای گردآوری شده از t تکنمونهای استفاده شد.
یافتهها: میزان تناسب آموزش ضمن خدمت دوره روش تدریس پیشرفته با توجه به سرفصلهای مصوب دانشگاه آزاد اسلامی واحدعلوم پزشکی تهران در حد مطلوبی بود و هر یک از عناصر برنامه درسی، شامل اهداف، محتوا، روش و ارزشیابی در وضعیت اجرا شده از دیدگاه اساتید شرکت کننده در حد مناسب و معنیداری بود. همچنین میزان مطلوبیت عناصر اهداف، محتوا، روش و ارزشیابی در برنامه درسی طراحی شده دوره روش تدریس پیشرفته در حد مطلوب و معنیدار بود.
نتیجهگیری: در راستای کیفیت بخشی و توانمندسازی اعضای هیئت علمی، باید محتوای دورههای ضمن خدمت به طور مستمر توسط برنامه ریزان درسی تحلیل و با سرفصلهای مصوب تطبیق داده شوند.
واژگان کلیدی: تحلیل محتوا، روش تدریس پیشرفته، آموزش ضمن خدمت.
شیوا صالحی ، محبوبه صفوی، سهیلا مشعوف، سمانه پارچه بافیه ، محمد فشارکی،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
سابقه و هدف: یادگیری از طریق همتایان, روشی معتبر برای بهبود مهارتهای روان حرکتی وکاهش استرس است که درآن دانشجویان علاوه بر نظارت اجرای مهارت بالینی، خود نیز به تمرین میپردازند، حس مسئولیت پذیری و مشارکت فعال دانشجویان تقویت شده و افراد مسئولیت یادگیری خود را به عهده میگیرند، همچنین برای وظایف آیندۀ خود آماده میشوند و در مقایسه با سایر روشها کم هزینهتر است. هدف از این مطالعه، تعیین تاثیر به کار گیری آموزش گروه همتایان بر یادگیری مهارت بالینی دانشجویان پرستاری (کارورز و کار آموز) بود.
روش بررسی: در این مطالعۀ نیمه تجربی، 71 دانشجوی کارورز در عرصه و 84 کارآموز به صورت تصادفی ساده به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. جهت ارزشیابی مهارت بالینی، از یک پرسشنامه پژوهشگر ساخته (40 سوال مشتمل بر دو بخش 20 سوال استاندارد مراقبتی و20 سوال استاندارد مهارت بالینی) قبل و بعد از کارورزی استفاده شد. جهت اعتبار ابزار از روش اعتبار محتوا و برای پایایی از آزمون مجدد استفاده شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار مهارت بالینی دانشجویان کارورز عرصه در گروه مداخله بعد از کارورزی 628/0±18/39و در گروه شاهد 77/3±23/32 بود (0001/0>p). میانگین و انحراف معیار در کارآموزان گروه مداخله 45/2±94/36و در گروه شاهد 40/4±73/32 بود (0001/0>p).
نتیجهگیری: آموزش توسط همتایان در یادگیری مهارتهای بالینی و همچنین ارتقاء سطح آموزش بالینی دانشجویان سال پایینتر و خود افراد مؤثر است.
واژگان کلیدی: آموزش توسط گروه همتایان، یاد گیری مهارت بالینی
زینب عباسی ، سلیمان احمدی ، سیمین اسماعیل پور زنجانی، اکرم پیمان، مریم فرمهینی فراهانی،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
سابقه و هدف: آموزش بالینی فعالیت تسهیل کننده یادگیری در محیط بالینی است که پیامد آن، ایجاد تغییرات قابل اندازهگیری در دانشجو جهت انجام مراقبتهای بالینی است. هدف از این مطالعه تعیین دیدگاه دانشجویان پرستاری و مامایی از جو آموزش بالینی بیمارستانهای دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران با استفاده از ابزار سنجش آموزش بالینی دانشجویان کارشناسیUCEEM بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - مقطعی درسال 93 13انجام گرفت. تمام 215 دانشجوی عرصه پرستاری و مامایی در حال کارورزی در بیمارستانهای دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران پرسشنامه بومی سازی شده UCEEM را پر کردند. پرسشنامه به فارسی ترجمه شده بود و روایی محتوی، روایی سازهای و پایایی آن تعیین شده بود. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و تحلیلی، آنالیز فاکتور عاملی، آزمون تی و ضریب همبستگی پیرسون، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 17 استفاده شد. 05/0>p معنیدار تلقی شد.
یافتهها: میانگین نمره دانشجویان24/85 از دامنه نمره 25-125بود. 1/48% دانشجویان نگرش مثبت داشتند. روایی سازهای ابزار با آنالیز فاکتور عاملی چهار حیطه را نشان داد. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 93% بود میانگین نمره دانشجویان پرستاری بیشتر از دانشجویان مامایی بود (006/0P<). ارتباط بین وضعیت تاهل، سن، تعداد روزهای حضور در بخش و نوع بیمارستان با دیدگاه دانشجویان معنیدار نبود (53/0P<).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان دادکه دیدگاه دانشجویان از محیط آموزشی در حد متوسط است و فضا برای بهبودی و اصلاح در همه ابعاد محیط آموزشی وجود دارد.
واژگان کلیدی: آموزش بالینی، پرستاری، مامایی، دیدگاه.
محمدحسین دلشاد ، علیرضا حیدرنیا ، محمدعلی حیدرنیا ، شمس الدین نیکنامی ، فاطمه پورحاجی ،
دوره 26، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
سابقه و هدف: پذیرش، یادگیری و به کارگیری رفتارهای بهداشتی پیشگیرانه توسط کارکنان تیم سلامت، به کمک شیوههای جدید یک ضرورت و نیاز نیرومند برای ارتقای کیفیت و کارایی آموزش است. هدف این مطالعه، سنجش کیفیت رضایت مندی کارکنان از آموزش مبتنی بر وب به منظور مداخله پیشگیرانه بیماری هپاتیت ب بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر، یک مطالعه مقطعی در سال 1392 برروی کارکنان تیم سلامت مرکز بهداشت شرق تهران بود. کارکنان دوره آموزش مبتنی بر وب (WBL)،به ترتیب در بین "پس آزمون اول و دوم( در مدت 5 جلسه در چهارگروه 30 نفره) و نیز در شش ماه بعد از آموزش حضوری ( 7 جلسه در شش گروه 20 نفره) "، با آموزش 2 مدرس بررسی شدند. در پایان دوره، پرسش نامه ارزیابی کیفیت رضایت از دوره، نحوه ارائه محتوا و مشارکت گروهی بر روی خط توسط آنان تکمیل شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS19 و آزمونهای آماری کایدو، ضریب همبتگی پیرسون، فریدمن و من ویتنی U تحلیل شدند.
یافته ها: مطالعه حاضر به روشWBL، نشان از بیشترین کیفیت رضایتمندی داشت، به طوری که میزان آن به ترتیب از نحوه ارائه مطالب 33/48%، مشارکت گروهی برروی خط 5/42%، ثبت و اخذ تائیدیه بانک اطلاعات شخصی 66/41%، نحوه تکمیل پرسش نامه های تحت وب 17/39%، گروه کاری با مدرس 33/48% و تناسب محتوای جلساتLMS با نیازهای شغلی کارکنان 35% بود. متغیرهای زمینهای، به جز جنس، بر رضایت کارکنان از شرکت در دوره های آموزش الکترونیکی تاثیر داشتند. بر اساس نتایج آزمون فریدمن، اختلاف عاملهای آگاهی، نگرش و رفتارهای پیشگیری کننده از بیماری هپاتیت ب در هر تکرار معنیدار بود (05/0P <).
نتیجه گیری: نتایج بیانگر پذیرش، یادگیری موثر و به کارگیری روش آموزش WBL، به دلیل عدم نیاز به ترک محل خدمت، اتلاف زمان، استرس های حاصل از تردد و نیز دسترسی به منابع و محتوا در زمان دلخواه است. لذا لازم است با تمهیداتی از جمله تشکیل کمیتهها با مهیا نمودن فضای آموزش تحت وب به تعیین اولویت در موضوعات برگزاری دورهها پرداخت.
واژگان کلیدی: رضایت مندی، آموزش مبتنی بر وب، یادگیری ، رفتارهای بهداشتی پیشگیرانه ، احتیاط های استاندارد همگانی
شیوا مهدوی فشتمی، شهلا محمدزاده زرنکش، محمد اسماعیل پور بندبنی،
دوره 26، شماره 4 - ( 9-1395 )
چکیده
سابقه و هدف: پریشانی اخلاقی، پدیده شناخته شدهای درحرفه پرستاری است که میتواند استرس جسمی روانی زیادی بر پرستاران وارد کند و باعث عدم رضایت آنان، کاهش کارایی و کیفیت مراقبتها شود. علل، فراوانی، شدت و اثر پریشانی اخلاقی با توجه به نوع بخش و بیمارستان متفاوت است. این مطالعه به منظور بررسی ابعاد سه گانه پریشانی اخلاقی (فراوانی، شدت، و اثر) و عوامل مرتبط با آن در پرستاران اورژانس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی به روش سرشماری در میان 125 پرستار شاغل در 7 بیمارستان غیر آموزشی دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام شد. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه پریشانی اخلاقی هامریک "2012" جمع آوری شد و با آزمونهای آماری T- test، ANOVA و ضریب همبستگی Pearson در نرم افزار SPSS 21 تحلیل شد.
یافته ها: میانگین فراوانی پریشانی اخلاقی 58/0±4/1، شدت آن 92/0±7/1 از 4 و میانگین اثر آن 38/2±4 از 16 به دست امد که نشان میدهد پرستاران اورژانس از پریشانی اخلاقی در حد متوسطی رنج میبرند. ضریب همبستگی پیرسون ارتباط مثبت و معنیداری بین تعداد پرستاران و تختهای موجود در بخش و ابعاد سه گانه پریشانی اخلاقی نشان داد (01/0>p).
نتیجهگیری: پریشانی اخلاقی در بخش اورژانس، اثرات منفی بر پرستاران، در ابعاد مختلف حرفه پرستاری و بیمارستان دارد. لذا برنامهریزان و تصمیم گیرندگان حوزه سلامت، باید در سطح کلان به این معضل اخلاقی توجه و برنامههای مناسب برای پیشگیری آن پیشنهاد کنند.
واژگان کلیدی: پریشانی اخلاقی، پرستار اورژانس، بیمارستان غیر آموزشی
ندا قلی زاده تهرانی ، محمد نوریان، نیره شاه محمدی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
سابقه و هدف: هوش به عنوان یکی از وجوه قابل توجه در سازش یافتگی افراد با محیط و از عوامل مهم تفاوت فردی به شمار میرود. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش راهکارهای مبتنی بر هوش هیجانی بر ارتقای هوش هیجانی دانشجویان پزشکی درتهران انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر شبهآزمایشی از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری، دانشجویان پزشکی شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 94-1393 در واحد پزشکی تهران بودند که 40 نفر به روش تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی بار- آن بود. برای دانشجویان گروه آزمایش 8 جلسه آموزش برگزار شد.
یافته ها: بین میانگین امتیازات کسب شده گروه آزمایش قبل و بعد از آموزش، اختلاف آماری معنیداری وجود داشت. آزمون آماری T مستقل نشان دهنده تغییر در عملکرد گروه آزمایش بعد از مداخله نسبت به گروه شاهد بود (05/0>p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که آموزش هوش هیجانی بر مهارت های درون فردی مقابله با فشار و خلق تاثیر دارد، گرچه این آموزش بر مهارت های بین فردی و سازگاری دانشجویان تاثیر نداشت.
واژگان کلیدی: هوش هیجانی، آموزش هوش هیجانی، مهارتهای درون فردی، مهارتهای بینفردی، مقابله با فشار، خلق کلی، سازگاری.